چه بی پروا

چه بی پروا
دلم
آغوش ممنوعه ای را
میخواهد ٬
که تنها شرعی بودنش را «من» میدانم
و
« دلم »
و « تو »
دیدگاه ها (۴)

دید مجنون را شبی لیلا به خواب کاسه ای در دست دارد خیس آبگفت ...

من دیکتاتورے عاشقمکه همه واژه هاے دنیارابه بندکشیده امتابرای...

دنیای منحجم بزرگی از دلتنگی هاستکه حول محور نبودنت می چرخد !...

آنجا ببر مراکه شرابم نمی برد..!آن بی ستاره امکه عقابم نمی بر...

دلم تو را میخواهد ولی....حیف که نیستی

محدودم کن به دوست داشتنت دلم میخواهد جز تو چیزی به چشم دل نی...

دوست دارم براهمیشه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط