یکی از همین روزها

یکی از همین روزها
باید خدا راصدا بزنم
یک میز دو نفره
دو صندلی
یکی من
یکی خدا
حرف نمیزنم
نگاهم کافیست
میدانم
برایم اشک می ریزد!!
دیدگاه ها (۱)

دنیارابدساخته اند... کسی را که دوست داری دوستت ندارد او که ت...

مُراقب بآش به چه کسی اِعتمآد میکنی، “شیطان” هَم یه زَمآنی “ف...

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن...

ﺟﺎﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﺩﻟﯽ ﻫﺮﮐﻪ ﯾﺎﻓﺖ ﻣﮋﺩﮔﺎﻧﯽ ﺍﺵ ﺗﻤﺎﻡ “ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ"

♻️ نه اشک تمساح، نه بغض ریاکارانه؛ فقط یک تقدیمِ صادقانه🔰 حم...

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

برده عمارت جئون

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

سناریووقتی محرم میاریشون ایران و میرین هیئت نامجون:من حتما ب...

پارت چهارم | قمارجئون جونگ‌کوککارت‌ها دوباره روی میز پخش شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط