در پی کافۀ دنجی هستم

در پی کافۀ دنجی هستم
ته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش شده

که در آن،
یکنفر از جنس خودم
دست و دلبازانه،
از خودش دست بشوید گهگاه...

و حواسش به فراموش شدنها باشد...

کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه...

کافه ای دود زده با دو سه تا شمعِ نه چندان روشن...

و گرامافونی
که بخواند:
"گل گلدون...
بوی موهات...
ای که بی تو خودمو..."

و تو یکمرتبه احساس کنی،
کافه،
یک کشتی طوفانزده است،
وسط خاطره هایی
که تو را می بلعند....
دیدگاه ها (۷)

تو که باشی، معجزه ای در من رخ میدهد بنام "آرامش" باش حتی همی...

...

باهاش قهر باش

خانمی یکی دوسال درمان نازایی کرد تا بچه دار شد پس از دنیا آم...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)ممنون که بدنیا اومدی و شدی زندگی ...

فیک : بین راندها

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

در پی کافۀ دنجی هستم ته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش ش...

در پی کافۀ دنجی هستمته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش شدهکه در آن، ...

در پی کافۀ دنجی هستم. ته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش شده ...

در پی کافۀ دنجی هستمته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش شدهکه در آن،ی...

در پی کافۀ دنجی هستم ته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش ش...

در پی کافۀ دنجی هستمته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش شدهکه در آن، ...

در پی کافۀ دنجی هستم ته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط