فریاد بی صدا

فریاد بی صدا
پارت ۲
دیانا:چیشد
مهگل:این آدرسش برو ببین چی میگن
دیانا: وای نیکا اگه بشه خیلی خوب میشه
مهگل:میشه
دیانا:رفتم خونه خودمون به مهشاد قضیه رو گفتم اوکی داد باهم رفتیم آدرسی که مهگل داده بود
اونجا پر از آدم بود که لباس یه شکل پوشیده بودن یه دختر امد جلو مون
رومینا:سلام رومینا هستم شما؟
دیانا:دیانام‌ همون که مهگل گفته بود
رومینا:اها بله بزار یه توضیح برات بدم بعد برو اتاق ارسلان
ببین اینجا خانواده ما یعنی من که همسر برادر ارباب هستم و خوده ارباب که اسمش ارسلانه ولی خدمه ها باید ارباب صداش کنن همسر من که اسمش متین و پدر و مادر ارسلان و متین
حالا برو طبقه بالا اتاق ته راهرو
دیانا:اوکی مهشاد بیا
تق تق مثلا صدا دره دیگه
ارسلان:بیا تو
دیانا:سلام
ارسلان:سلام
کارتو بگو
دیانا:چقدر خشک بود این بشر
برای کار امدم گفتن که خدمه می‌خواستید من و خواهرم آمدیم برای کار
ارسلان:اوکی میتونین اینجا کار کنین ولی این چیزایی که میگم تو گوشتون فرو کنین
۱فضولی نمیکنی
۲اینجا هرکار اشتباهی تنبیه داره
۳به من و برادرم فقط میگید ارباب
۴همینجا زندگی میکنین
۵در جواب هرکاری فقط چشم
میخوای کار کنی؟
دیانا:بله
ارسلان: خب برو وسایلتو جمع کن بیا
دیدگاه ها (۰)

p¹⁷یه ماه بعد :ویو تهیونگیه حسی همش بهم میگفت کوک خیانت نکرد...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

پارت ۸

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

پارت ۷ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد؟:سل...

پارت¹⁰ ...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط