هر چه دادم به او حلالش باد

هر چه دادم به او حلالش باد
غیر از آن دل که مفت بخشیدم
دل من کودکی سبکسر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
او که میگفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جامش کرد
دیدگاه ها (۱)

خاطره ی خوبِ کسی شو...حتی اگر قرار بر همیشه ماندن نیست، آنی ...

بعضیا گریه نمیکنناما به چشماشون که دقت کنیاشکی به بزرگی یه س...

گفتی: نباید یاد چشمانم بیفتی!هی مثل بختک روی ایمانم بیفتی!گف...

روز وصل دوستداران یاد بادیاد باد آن روزگاران یاد بادکامم از ...

دست خطی دارم از او بر. دل خود یادگار عشق کاری کرد با قلبم که...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط