گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی… اما مهربانم دیگر دلی برای

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی… اما مهربانم دیگر دلی برایم باقی نمانده که بخواهد از پس ناگفته ها بنویسد خسته از گذشته های نه چندان دور و بدون هیچ امیدی به آینده… تنها کوله باری از خاطرات را به دوش می کشم جایی سراغ نداری که بتوانم تنها برای لحظه ای کوله ام را بگذارم و به اندازه چشم بر هم زدنی آرام گیرم؟ نه … از من نخواه که کوله ام را بر شانه های تو بگذارم… حتی شانه هایت را در رویا نیز از آن خود نمیدانم این است حقیقت. نه!!! شانه هایت با ارزش تر این است که آرامگاه من باشند! با ارزش تر ..باور کن …
دیدگاه ها (۲)

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

این روزها، هوای دیدنت چقدر در من بیداد میکند می گویند چشم ان...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

نامه یک پرستار به مریضدوست عزیز من سلاموقتی من این نامه را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط