روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت
دیدگاه ها (۱۳)

نه به دل فروغ صبری،نه به سر هوای خوابی نه شبم شده ست روشن،به...

رفتی از چشــمم و دل محو تماشاست هنوزعکـــس روی تو در این آین...

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو حیف که مانده پیش من، خ...

دلفروشی مست هستم، قلب صادق می خری ؟خسته از عشقم،بگو این قلب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط