تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت غربتی که در میان شه

«تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت، غربتی که در میان شهر آشنا گریبانش را گرفته بود.»

- سمفونی مردگان / عباس معروفی ֶָ֢
دیدگاه ها (۰)

ستاره ای نگفت کزاین سرای بی کسی ...

‌‌نامۂ شماࢪه﹕٧٤٦ ‌ ‌ . . . 𖧧 ‌ ابࢪ هاے عالم شب ‌ ‌ ‌ ‌. ‌ ...

` آموخٺہ ي ݦـٰ๋أه ࣪ ࣭❀

یه سمفونی مردگانمون نشه؟کتاب:سمفونی مردگاناثر عباس معروفی

دل تنگ که میشوم ، دل تنگ نگاهت که میشوم ، دل تنگ صدایت که م...

قسمت بیست سوم / ۲۳ <><><><><>><>>><><>><><><>﷼ بسمه رب الحسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط