«تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت، غربتی که در میان شه

«تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت، غربتی که در میان شهر آشنا گریبانش را گرفته بود.»

- سمفونی مردگان / عباس معروفی ֶָ֢
دیدگاه ها (۰)

ستاره ای نگفت کزاین سرای بی کسی ...

‌‌نامۂ شماࢪه﹕٧٤٦ ‌ ‌ . . . 𖧧 ‌ ابࢪ هاے عالم شب ‌ ‌ ‌ ‌. ‌ ...

` آموخٺہ ي ݦـٰ๋أه ࣪ ࣭❀

عباس معروفی سمفونی مردگان 👌🏻

و من نمی دانم آیا مادرش هم او را به اندازه‌ی من دوست داشت؟.....

مکتب ترنم خیال

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط