آزرده از هیچ

آزرده از هیچ
آزرده از همه‌چیز
زخم‌هایے بر صورت داشت
ڪه گویے لبخند می‌زد
ولے در گریبان خود می‌گریست
و بر لبخند خود می‌گریست.
دیدگاه ها (۱)

بہ پاش #سوخ‍‌ت‍‌م‌ آخرش گ‍‌ف‍‌ت #بو ‍دود م‍‌یدی . ‌‌

ببین من براي دیدنت مثلِ بچه‌هایي که درساشو خونده و میتونه بر...

زيباترينخواندنىِ دنيا دوستت دارم هايى‌ستڪـہ از چشمانتبيرون م...

لبخندی زد؛ اما این لبخند، نه از سرِ شادی، که از سرِ فرارسیدن...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط