hard love

hard love
p10

از زبان جونگکوک
حس میکردم علاقم داره بهش بیشتر میشه گذاشتمش رو تخت ولی باورم نمیشد که اون تو قهوه پدرم سم ریخته بخاطر همین نمیتونم باهاش باشم فقط تنها کار اخراجش از عمارت و رفتم و رفتم عمارت که وسایلش رو جمع کنم رفتم تو اتاقش تمام لباسهاشو گذاشتم تو ساک گذاشتم و کم کم اشکم داشت در میومد که دفتر خاطرات ا.ت رو پیدا کردم تا یه خلاصه ای دربارش نوشته و دیدم یه برگه آزمایش داخل دفتر چه خاطراتشه دیدم که آزمایش قلبه و فهمیدم مشکل قلب داره بعد دفتر خاطراتش رو خوندم که درباره من نوشته و نوشته من الکی به جونگکوک گفتم که جونگمین دوست پسرمه اون فقط یه دوست معمولیه منه و فهمیدم تنها کسی که حالشو خوب میکنه منم ولی من که خیلی اذیتش کردم خواستم برم پایین که برم سریع بیمارستان که یکی از خدمتکارا
خدمتکار گفت: ببخشید آقای جئون خواستم اینو بگم که کار خانم لی بوده نه خانم پارک ا.ت
جونگکوک گفت: چی میگی خانم لی برای چی باید اینجوری کنه
خدمتکار گفت: دوربینارو نگاه کن میفهمی
رفتم و دوربین هارو نگاه کردم دیدم بله کاره خانم لی نمی خواستم چیزی بهشون بگم که حاله پدرم کاملا خوب بشه رفتم بیمارستان و رفتم پیش ا.ت دیدم حالش خوب نیست جونگمین رو گفتم میتونی بری کاره ا.ت دارم
جونگمین گفت: اگه بخوای باهاش دعوا کنی خودت میدونیا
جونگکوک گفت: تو برو دیگه هم نیا
جونگمین گفت: چرا
جونگکوک گفت: اگه نیازت داشتم خبرت میکنم
ا.ت گفت: جونگمین میتونی بری من خودم دیگه میخوام بمیرم هیچ راه حلی برای من نیست
جونگمین رفت به ا.ت
گفتم: دیگه اینجوری حرف نزنیا
ا.ت گفت: چت شده امروز
گفتمش: هیچی فقط میخواستم بهت بگم که خیلی دوست دارم
از زبان ا.ت
باورم نمیشد که جونگکوک همچین حرفایی میزنه



اینم از دوتا پارت فیک وقتم ازاد شد دباره میام
دیدگاه ها (۵)

hard lovep11قلبم کم کم داشت آروم میشد که جونگ کوک همچین حرفی...

#هیتر #هیتر #هیتر#هیتر_گمشو #هیتر #هیتر #هیتر#هیتر_گمشو #هی...

hard lovep9جونگکوک گفت: چرا اینکارو کردی چرا برات چی کم گذاش...

hard lovep8از زبان جونگکوکیه صدایی شنیدم از اتاق پدرم سریع ر...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

Love in the dark②⑦رفتم داخل اتاقم از خوشحالی و هیجان نمیدونس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط