پارت
پارت ۱
کراپ مشکی با یه شلوارک جین مشکی پوشیده بود و ارایش تقریبا غلیظی کرده بود ولی نه برای خود نمایی برای خوشحالی و لذت خودش...سوار موتورش شد و کلاه کاسکتش رو گذاشت رو سرش و موتور رو استارت زد و به سمت کلاب معروف شهر نیویورک روند.رسید و با اعتماد به نفس وارد کلاب شد.همون اول به سمت بار رفت و نوشیدنی ای برای خودش سفارش داد.بعد از چند ثانیه نوشیدنی رو از گارسون گرفت و به سمت پایین صحنه...جاییکه ویکتور اجرا داشت رفت.کم کم فضا شلوغ شد و ویکتور با ورودی با شکوه وارد صحنه شد و جیغ و هورا های مرد و زن رفت بالا.نیکس با صدای دخترونه و خوشگلش بلند گفت
-امشب برامون چی داری؟
ویکتور از روی صحنه خم شد روش و میون سر و صدا ها گفت
-هرچی تو بخوای گرل
نیکس که توقع همیچین حرفی رو نداشت فقط کنار کشید و لبخند دختر کش ویکتور رو تماشا کرد.گلوش خشک شده بود پس جرعه ای از نوشیدنیش که ویسکی با درصد متوسط بود خورد و خوندن و نواختن ویکتور رو تماشا کرد.اولش هیچ حرکتی نداشت ولی کم کم شروع کرد به همخونی و رقصیدن
تایم اجرا تموم شد ولی موقعی که ویکتور داشت از رو صحنه میرفت رفت نزدیک نیکس و گفت
-خیلی خوب بدنتو تکون میدی نیکیسی
و بعد رفت.نیکی از این رفتار های خواننده ی مورد علاقش تعجب کرده بود و یکمی هم خوشحال بود.ولی بیخیال این رویاپردازی ها شد و از کلاب بیرون رفت و سوار موتورش شد و به سمت پیست مسابقات رفت.اون خودش مسابقه نمیداد و فقط پولای شرط بندی رو جمع میکرد و حرکت رو اعلام میکرد.رسید به پیست و با ویکتور روبه رو شد.چطور انقدر زود رسیده بود؟ویکتور رفت سمتش و...
کراپ مشکی با یه شلوارک جین مشکی پوشیده بود و ارایش تقریبا غلیظی کرده بود ولی نه برای خود نمایی برای خوشحالی و لذت خودش...سوار موتورش شد و کلاه کاسکتش رو گذاشت رو سرش و موتور رو استارت زد و به سمت کلاب معروف شهر نیویورک روند.رسید و با اعتماد به نفس وارد کلاب شد.همون اول به سمت بار رفت و نوشیدنی ای برای خودش سفارش داد.بعد از چند ثانیه نوشیدنی رو از گارسون گرفت و به سمت پایین صحنه...جاییکه ویکتور اجرا داشت رفت.کم کم فضا شلوغ شد و ویکتور با ورودی با شکوه وارد صحنه شد و جیغ و هورا های مرد و زن رفت بالا.نیکس با صدای دخترونه و خوشگلش بلند گفت
-امشب برامون چی داری؟
ویکتور از روی صحنه خم شد روش و میون سر و صدا ها گفت
-هرچی تو بخوای گرل
نیکس که توقع همیچین حرفی رو نداشت فقط کنار کشید و لبخند دختر کش ویکتور رو تماشا کرد.گلوش خشک شده بود پس جرعه ای از نوشیدنیش که ویسکی با درصد متوسط بود خورد و خوندن و نواختن ویکتور رو تماشا کرد.اولش هیچ حرکتی نداشت ولی کم کم شروع کرد به همخونی و رقصیدن
تایم اجرا تموم شد ولی موقعی که ویکتور داشت از رو صحنه میرفت رفت نزدیک نیکس و گفت
-خیلی خوب بدنتو تکون میدی نیکیسی
و بعد رفت.نیکی از این رفتار های خواننده ی مورد علاقش تعجب کرده بود و یکمی هم خوشحال بود.ولی بیخیال این رویاپردازی ها شد و از کلاب بیرون رفت و سوار موتورش شد و به سمت پیست مسابقات رفت.اون خودش مسابقه نمیداد و فقط پولای شرط بندی رو جمع میکرد و حرکت رو اعلام میکرد.رسید به پیست و با ویکتور روبه رو شد.چطور انقدر زود رسیده بود؟ویکتور رفت سمتش و...
- ۲۲۴
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط