می خواهی بروی ؟!

می خواهی بروی ؟!
برو ...
جلویِ راهت را نمی گیرم !
نگرانِ من نباش ، نخواهم مُرد !
شبیهِ تمامِ آدم هایی که از رفتنِ هیچ کسی نمرده اند ...
شبیهِ همه ی آن هایی که شعار نمی دهند ...
بعد از تو چیزی تغییر نخواهد کرد ، فقط من دیگر "عاشق" نخواهم بود ، همین ...
می شوم یک آدمِ عبوس و بی احساس ، که از همیشه دوست داشتنی تر است ...
من کسی را از دست می دهم که سودایِ رفتن در سر داشت ،
تو ببین "چه کسی" را از دست دادی !
کسی که برایِ ماندن آمده بود !
کسی که از تمامِ جهان گذشته بود ، و تو تنها انتخابش بودی ...
کسی که با تمامِ آدم هایِ دنیایِ تو فرق داشت ...
برو ...
دیگر رمقی برایِ اصرار ندارم ...
منِ خوش خیالِ احمق با چه اشتیاقی آمده بودم عاشق باشم ،
تا عاشقم باشی ،
و "سکوتِ تو" ، بدترین اتفاقِ ممکن بود !!!
خسته ام ، می خواهم بخوابم ،
اصلا حوصله ی تماشایِ رفتنت را ندارم ، باور کن !
بی صدا تر از همیشه برو ...
من آن قدر می دانم که هر کجایِ جهان هم بروی ؛
غرورِ لعنتی ات ؛
از پسِ حسرتِ نداشتنِ من بر نخواهد آمد !
از نظرِ من اشکالی ندارد ،
برو ...
قبل از این که بروی ؛
چراغ ها را خاموش کن ...
این نورِ خوش خیالِ سِمِج ؛
حالم را به هم می زند ...
#نرگس_صرافیان_طوفان‌
دیدگاه ها (۱)

بهت میگم : برو!!!با اینکه میدونم بعد تو دیگه نمیتونم عاشق شم...

این روزا اگه عاشق باشی به چشم نمیایاما اگه اونقد سرد و سخت ب...

بی خوابی شاید دلیلش یک درد باشد ، یک درد روحی ... شاید هم دل...

دلم گرفته استبه ایوان می‌روم و انگشتانم را بر پوست کشیده‌ی ش...

بعضی آدم‌ها نمی‌روند؛فقط جای خالی‌شان هر روز بلندتر از دیروز...

Botanical Bloom

کاوشگرها (ماجراجوهای بی‌باک) ⚡ISTP (چیره‌دست): فنی و خلاق، ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط