نزدیک بلوار کشاورز دیدمشون؛ تمام مدت اون پتو رو گرفته بود

نزدیک بلوار کشاورز دیدمشون؛ تمام مدت اون پتو رو گرفته بود رو گوش همسرش تا گوش‌هاش یخ نزنه؛ میتونست برای اون موتور، سرما یا شاید هزار تا مشکل‌ ‌دیگه تو زندگیشون غُر بزنه، ولی خانم تصمیمش اینه که «حامی» باشه؛ آقای موتوری من بهت حسودی کردم؛ زندگی‌ رو شما بُردی.

🆔 💯
دیدگاه ها (۰)

#novel_vampireات ...ته چرا جواب نمیدیات ما الان باید پیش بقی...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:28یه هفته گذشته بودیه هفته از ترک کردن آغوش گر...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط