عطر تنترویپیراهنتمانده

عطر تنت روی پیراهنت مانده
امروز بوییدمش...
عمیق ِ عمیق...
و با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم
و به یاد آوردم که دیگرتنت سهم دیگری ست
 وغمت سهم مـــــن...
دیدگاه ها (۴)

وقتـــی تنهـــا باشـــی از تعطیلـــ  بودنــــ  هیچــــ  روزی...

ســـرمـــ  را شایـــد بتـــوانند گرمـــ  کـــنند دیگرانـــ ....

دنـیا قـانون عـجیبی دارد، هـفت مـیلیارد آدم،و فـقط بـا یـکی ...

گـاهی بـاید حـضورت را کـمرنگ کـنی تـا درگـیر روزمـرگی نـشوی....

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

داستان یک پارتی داریم!!!نویسنده: Dark Reads Tameمترجم: میتاه...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۷صدايي زدم. همونجور چشم بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط