وقتی به جای

وقتی به جای

کلاغ در آن

بازی کودکانه

گفتم:"بابا پر"

خندیدی و

گفتی:"من که پر ندارم"

بزرگتر که شدم

خوب فهمیدم

تو هم بال داشتی

هم پرواز را خوب

بلد بودی...
دیدگاه ها (۲)

چادرم باشد مرا معیار ایمان و شرفهمچو مروارید زیبایم درون یک ...

دلبسته روی توایمای مونس دل های ماکی می شود دلها شونداز داغ ا...

به دکتر گفتم: همه داروهایم را میخورم، ولی نمی دانم چرا تاثیر...

حسین جانگوشےام پر شده از عکس ضریحت ارباب ؛مونس لحظہ ے دلتنگے...

رمان عشق مافیا پارت 2 از زبان ا/تگفتم : تو چی گفتی 😠🤨تو فکر ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت سیزدهــم عشق به ت...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط