عاشق

۳ عاشق

پارت ۴
اسمات

ویو ا/ت

رفتیم سوار ماشین شدیم من رو پای جیمین بودم اونم دستش روی رون من بود هعی فشارش میداد درد بدی داشتم خیلی دلم میخواست زودتر با یه نفر خالی شم داشتم فکر میکردم که یعدفه ماشین وایساد...... رسیده بودیم
جیمین : پیاده شو بیبی
پیاده شدم عمارت خیلی بزرگی جلوم بود که یهو جیمین دستمو گرفت برد داخل وسط سالن وایساد
جیمین : همه امشب میرن خونه هاشون بوددددد( داد)
من که تو شک بودم تهیونگ و کوکم اومدن توی خونه هر ۳ شانو منو از پله ها بردن بالا انداختن تو یه اتاق بزرگ هر ۳ تاشون اومد تو و درو قفل کردن تو شک بودم که .

کوک : جوجه نمیخوای لباساتو در بیاری؟
تهیونگ : شاید لباس خواب میخواد ( پوزخند )
جیمین : یدونه باز شو بیار کوک
کوک رفت و از کمد لباس اورد خیلی باز بود همجام معلوم بود گفتم.
ا/ت: اینجا بپوشمش؟ ( با حالت مستی )
کوک : اره جوجه میخوایم بدن بی نقصتو ببینیم زود باشن نمی خوای ددی هاتو منتظر بزاری که؟
ا/ت : باشه
لباس مو در اوردم پشتم بهشون بودم لباس و پوشیدم و برگشتم سمتشون با یه رضایت کامل داشتن نگام میکردن که اومدن جلوم.
جیمین : خب بیبی بیا اینجا ببینم
که یهو بغلم کرد انداخت رو تخت
جیمین : دوست داری چطوری توت بکوبیم هان
منی که تحریک شده بودم گفتم
ا/ت: یکی یکی
کوک: اه بیبی دارم با کلماتت ارضا میشم
تهیونگ : بیاین شروع کنیم
لباساشون و در اوردن جنین اومد روم دستشو تو دهنش کردو به واژنم کشید اهو ناله ام شروع شد
ا/ت: اه اه
جیمین : اوو بیبیم خوشش میاد
کوکو اومد و لبامو گرف به لباش داشت لبامو با ول مک میزد احساس میکردم داخل دهنم داره خون میاد منم باهاش همکاری میکردم که دستمو بردم ( ک. ی. ر.) اماده میکردم داشت آه و ناله میکرد
کوک : آه جوجه داری تحریکم میکنی آه آفرین
جیمین : بیبی نمیخوای خشک داخلت کنم که هان کوک از روم بلند شد رفتم سمت جیمین و ( ک. ی. ر) کردم داخل دهنم داشتم با زبونم باهاش بازی میکردم که ناله هاش شروع شد
جیمین : آه بیبی بیشتر آه
کوک از فرصت استفاده کرد و داخلم کرد داشتم چرا میخوردم که ناله هام شروع شد
کوک : آه خیلی خوبی آه دوست دارم
جیمین : آه بیبی دوست دارم کوک ازم کشید بیرون جیمین پرتم کرد رو تخت.
جیمین : حالا نوبت منه
کرد داخلم چون کوک کرده بود دیگه اصلا درد نداشت برام لذت داشت داشتم از لذت میکردم که ارضا شدم و ازم کشید بیرون. دیگه جونی برام نمونده بود ولی بازم تهیونگ مونده بود. داشتم بهش نگاه میکرد که رفتم جلوش وایسادم دستامو دور گردنش حلقه کردم و بوسیدمش اونم باهام همکاری میکرد از لباش دل کندن و رفتم سمت گردنش رو گردنش بوسه های خیس میزاشتم که آه و ناله اش در اومد
تهیونگ : دیگه تحمل ندارم
ا/ت : آه ددی منو بکن ( وای مغزم داره میگوزه 😂)
تهیونگ منو بلند کرد برد رو تخت جیمین و کوک روی تخت بودن و با سینه هام بازی میکردن تهیونگ داشت خودشو آماده میکرد که افتاد رو
تهیونگ: آه خیلی جذابی هیچ وقت ولت نمیکنم
که بعد لباش و رو لبام کبوند کرد توم تلمبه میزد دوباره لذتم تازه شد لباشو گاز گرفتم و ارضا شدیم ازم کشید بیرون کنارم ولو شد دیگه نمیتونستم تکون بخورم یدفعه هر ۳ تاشون باهم گفتم
۳ تاشون : دوست داریم
قلبم لرزید ولی به رو نمی آوردم
ا/ت : دارم میمیرم
کوک: بیا بغلم بخوابیم
هر ۳ تاشون کشیدنم بغلشون پشتم به کوک بود روی تهیونگ بودم جمینم کنارم بود دیگه نفهمیدم چی شد

که بیهوش شدم


خمارییییییی نظرات و بگین لطفا خودم سرخ و سفید شدم تا نوشتم تا پارت بعدی باید بای خوشگلا 🥰
دیدگاه ها (۴)

S+A

۳ عاشق پارت ۴ ویو ا/تیه نوری به چشام میخورد بدنم گرفته رود و...

عزیزان دل فقط یه سوال اسمات سر سری بره یا کامل بگم با تمام ن...

۳ عاشق پارت ۳ ویو ا/ت: رسیده بودیم به بار از ماشین پیاده شد...

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط