دختر : سردمه

دختر : سردمه
پسر : پاشو یه چیزی بپوش
دختر : نه خیلی سرده
پسر : یه پتو بیار جلوی بخاری بنداز رو خودت
دختر : نه اونجوری فایده نداره ، خونه که بودم موقع سرما مامانم منو بغل میکرد
پسر : همین مونده مادرتو بیاریم خونمون
.
.
.
.
.
.
.
.
کلید اسرار
این قسمت: پسر نفهم
دیدگاه ها (۱)

🫧~"عشق عجیب ما "~🫧p:: ۱ ــ+ اهه چرا این اپلیکیشن اینجوریه!( ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕جونگکوک:خب لینا من میخام برم سئول( استر...

فیک تهیونگ

رمان تهیونگ

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۷_بیا حداقل به خودت...

جدایی

وقتی دلدرد داشتی...¹جیمین،برادر بزرگترت بودحدودا ۱۲ سال باهم...

پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط