اجازه خانم

اجازه خانم
من تازه آمده ام
هنوز نمیدانم روی کدام نیمکت بنشینم
توی کدام کتاب دنبال ردپای صداقت بگردم!
من جا مانده ام در اولین برگ
در اولین سطر ای «ای نام تو بهترین سر آغاز»
شعر عاشقی هیچ حفظ نکرده بودم
یکبار سالها دور، از رو خوانده بودم
که پر از غلط های املایی بود
نتیجه اش یک صفر بزرگ
اجازه خانم
من دوباره آمدم
تا مهربانی دلم را با زندگی جمع بزنم
ضرب در بی نهایت
با دلهای شما تقسیم کنم
من آمده ام
تا یک مثنوی بلند عاشقانه را
برای این کلاس از حفظ بخوانم
فرصتی دوباره میخواهم.....
دیدگاه ها (۲)

زندگی آهسته تر من خسته ام کوله بار پاره ام را بسته امزخم پای...

آرزوهای کودکقایق کاغذی در دستهای کوچککودک همسایهبوی آرزوبوی ...

کودکی ام را سنجاق کرده امبه ...... جوانی امو دوچرخه سبزم آن ...

ما که رقصیدیم به هر،سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر، ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط