پارت ۵
پارت ۵
ا/ت:اوپا پام خیلی درد میکنه
کوک:اشکال نداره گلم خوب میشی
همون لحظه گوشی ا/ت زنگ خورد
کوک:کیه
ا/ت گوشی رو برداشت
ا/ت:سوجونه (سوجون برادر بزرگتر ا/ت)هس
مکالمه ی سوجون و ا/ت
سوجون :الووووو.... الووووووو
ا/ت:الو داداش
سوجون:خوبی ........
ا/ت:خوبم داداش چیزی شده
سوجون:نه چیزی نشده نگرانت شدم عمه خبر داد تیر خوردی
ا/ت:عمه از کجا میدونست
سوجون:نمیدونم فقط خوشحالم که خوبی آها راستی ما داریم میایم عمارت کوک بای
مکالمه تموم شد
کوک:چی میگفت
ا/ت:مثل اینکه مادرت گفته بهشون من تیر خوردم و الانم قراره مامانم اینا بیان عمارت منو ببینن
کوک:چه خوب
ا/ت:کوک فقط....
کوک:فقط چی
ا/ت:من نمیتونم راه برم
کوک:اشکال نداره خوشگل خانم برات ویلچر گرفتم
ا/ت:مرسییئ
کوک ا/ت رو بغل کرد و گذاشت روی ویلچر
چند مین بعد خانواده ی ا/ت رسیدن
مامان ا/ت:خوبی دخترم خوبییییییی
بابای ا/ت:خیلی نگرانت بودیم
ا/ت:چیزی نیست من خوبم
سوجون:هنوز هم دست و پا چلفتی آخه کی تو همچین عملیات راحتی تیر میخوره
ا/ت با پای سالمش به سوجون ضربه زد
ا/ت:سوجون چیزی نمیدونی گوه نخور
سوجین(خواهر بزرگه ا/ت):یااااا دیگه نیفتین به جون هم
بعدشم همه خندیدن
________________________________________
ببخشید بد شد مغزم دیگه ریددددد
تا سه شنبه تمومش میکنم
ا/ت:اوپا پام خیلی درد میکنه
کوک:اشکال نداره گلم خوب میشی
همون لحظه گوشی ا/ت زنگ خورد
کوک:کیه
ا/ت گوشی رو برداشت
ا/ت:سوجونه (سوجون برادر بزرگتر ا/ت)هس
مکالمه ی سوجون و ا/ت
سوجون :الووووو.... الووووووو
ا/ت:الو داداش
سوجون:خوبی ........
ا/ت:خوبم داداش چیزی شده
سوجون:نه چیزی نشده نگرانت شدم عمه خبر داد تیر خوردی
ا/ت:عمه از کجا میدونست
سوجون:نمیدونم فقط خوشحالم که خوبی آها راستی ما داریم میایم عمارت کوک بای
مکالمه تموم شد
کوک:چی میگفت
ا/ت:مثل اینکه مادرت گفته بهشون من تیر خوردم و الانم قراره مامانم اینا بیان عمارت منو ببینن
کوک:چه خوب
ا/ت:کوک فقط....
کوک:فقط چی
ا/ت:من نمیتونم راه برم
کوک:اشکال نداره خوشگل خانم برات ویلچر گرفتم
ا/ت:مرسییئ
کوک ا/ت رو بغل کرد و گذاشت روی ویلچر
چند مین بعد خانواده ی ا/ت رسیدن
مامان ا/ت:خوبی دخترم خوبییییییی
بابای ا/ت:خیلی نگرانت بودیم
ا/ت:چیزی نیست من خوبم
سوجون:هنوز هم دست و پا چلفتی آخه کی تو همچین عملیات راحتی تیر میخوره
ا/ت با پای سالمش به سوجون ضربه زد
ا/ت:سوجون چیزی نمیدونی گوه نخور
سوجین(خواهر بزرگه ا/ت):یااااا دیگه نیفتین به جون هم
بعدشم همه خندیدن
________________________________________
ببخشید بد شد مغزم دیگه ریددددد
تا سه شنبه تمومش میکنم
- ۱۹۸
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط