پارت
پارت ۴🔞
ویو ا.ت
گردنش رو مک زدم و خیلی آروم پیش میرفتم که یهو ارباب کیلوا اعصابش بهم ریخت چرخید و منو گرفت زیرش
کیلوا: احمق
و بعد لبم رو بوسید خیلی خیلی خشن بود. زبونشو کرد تو دهنم و تو دهنم چرخید دستاش رو کل بدنم می چرخید و لباسم رو در آورد منم کاملا خشک شده بودم بعدش که برا نفس گرفتن جدا شد گردنم رو مارک گذاشت و پایین تر رفت و ترقوه ، شونه، گردن، چونه ، همش رو میبوسید و گاهی زبونش رو بیرون میاورد تا مزم رو بچشه
کیلوا
سیلوا: کیلوا این کار بهتر لذت از دید من
حق با بابا بود اون راست میگفت این کار خیلی کیف میده گردنش رو گاز محکمی گرفتم و بعد مکیدمش و ردش رو گردنش موند ا.ت خواست مقاومت کنه و بگه ادامه ندم که من دستام رو بالا سرش نگه داشتم که ساکت شد بعد یکی از سینه هاش رو کردم تو دهنم و مکیدم و آروم گاز گرفت و همین کار رو برای سینه دیگش هم تکرار کردم که ا.ت دیگه نمیتونست ناله هاش رو کنترل کنه دستش رو رها کردم چون میدونستم دیگه مقاومت نمیکنه شکمش رو بوسیدم به شلوارش که رسیدم به صورتش نگاه کردم دستاش رو گذاشته بود رو صورتش و گوش هاش کلا سرخ شده بود خندم گرفت و آروم خندیدم برگشتم سمتش و کنارش دراز کشیدم آرنجم رو کردم تکیهگاه و دستمو گذاشتم زیر سرم و با لبخند نیمه مهربون و نیمه شیطون نگاهش کردم
من: نگام نمیکنی؟
ا.ت: ....
من: با توام ها
ا.ت: .....
نزدیک شدم و شکاف بین دستاش رو لیس زدم
ا.ت: هههه
واکنشش خیلی سریع بود و بدنش لرزید منم کرمم گرفت و روی دستاش رو پشت سر هم لیس میزدم که بالاخره دستش رو کنار زد و منم آروم لبش رو بوسیدم، دیدم همراهی نمیکنه که سینش رو فشار دادم که زیر لبام ناله کرد؛ ازش جدا شدم
من: همراهیم کن دیگه
ا.ت: ارباب...خواهش میکنم....این کار رو ادامه ندین
گوشه چشمش اشکی جمع شد و منع پاکش کردم ، میدونستم همش از خجالته
من: عزیزم...من نمیخواد خجالت بکشی....بخاطر من نکش باشه؟
ا.ت چیزی نگفت ، منم اینو تایید گرفتم و دوباره لبش رو بوسیدم، این بار همراهیم کرد دستش آروم دور گردنم حلقه شد منم یه دستم که زیر تنم بود و دست دیگم رو گذاشتم رو گونش و محکم بوسیدمش و بعد برای نفس گرفتن جدا شدیم
من: میخوام برم پایین تر ...اجازه دارم؟
ا.ت چند لحظه ساکت شد ولی بعد سر تکون داد منم رفتم پایین و رسیدم به شلوارش و...
_______________________
ادامه دارد...
جان من گذارش نکنید
ویو ا.ت
گردنش رو مک زدم و خیلی آروم پیش میرفتم که یهو ارباب کیلوا اعصابش بهم ریخت چرخید و منو گرفت زیرش
کیلوا: احمق
و بعد لبم رو بوسید خیلی خیلی خشن بود. زبونشو کرد تو دهنم و تو دهنم چرخید دستاش رو کل بدنم می چرخید و لباسم رو در آورد منم کاملا خشک شده بودم بعدش که برا نفس گرفتن جدا شد گردنم رو مارک گذاشت و پایین تر رفت و ترقوه ، شونه، گردن، چونه ، همش رو میبوسید و گاهی زبونش رو بیرون میاورد تا مزم رو بچشه
کیلوا
سیلوا: کیلوا این کار بهتر لذت از دید من
حق با بابا بود اون راست میگفت این کار خیلی کیف میده گردنش رو گاز محکمی گرفتم و بعد مکیدمش و ردش رو گردنش موند ا.ت خواست مقاومت کنه و بگه ادامه ندم که من دستام رو بالا سرش نگه داشتم که ساکت شد بعد یکی از سینه هاش رو کردم تو دهنم و مکیدم و آروم گاز گرفت و همین کار رو برای سینه دیگش هم تکرار کردم که ا.ت دیگه نمیتونست ناله هاش رو کنترل کنه دستش رو رها کردم چون میدونستم دیگه مقاومت نمیکنه شکمش رو بوسیدم به شلوارش که رسیدم به صورتش نگاه کردم دستاش رو گذاشته بود رو صورتش و گوش هاش کلا سرخ شده بود خندم گرفت و آروم خندیدم برگشتم سمتش و کنارش دراز کشیدم آرنجم رو کردم تکیهگاه و دستمو گذاشتم زیر سرم و با لبخند نیمه مهربون و نیمه شیطون نگاهش کردم
من: نگام نمیکنی؟
ا.ت: ....
من: با توام ها
ا.ت: .....
نزدیک شدم و شکاف بین دستاش رو لیس زدم
ا.ت: هههه
واکنشش خیلی سریع بود و بدنش لرزید منم کرمم گرفت و روی دستاش رو پشت سر هم لیس میزدم که بالاخره دستش رو کنار زد و منم آروم لبش رو بوسیدم، دیدم همراهی نمیکنه که سینش رو فشار دادم که زیر لبام ناله کرد؛ ازش جدا شدم
من: همراهیم کن دیگه
ا.ت: ارباب...خواهش میکنم....این کار رو ادامه ندین
گوشه چشمش اشکی جمع شد و منع پاکش کردم ، میدونستم همش از خجالته
من: عزیزم...من نمیخواد خجالت بکشی....بخاطر من نکش باشه؟
ا.ت چیزی نگفت ، منم اینو تایید گرفتم و دوباره لبش رو بوسیدم، این بار همراهیم کرد دستش آروم دور گردنم حلقه شد منم یه دستم که زیر تنم بود و دست دیگم رو گذاشتم رو گونش و محکم بوسیدمش و بعد برای نفس گرفتن جدا شدیم
من: میخوام برم پایین تر ...اجازه دارم؟
ا.ت چند لحظه ساکت شد ولی بعد سر تکون داد منم رفتم پایین و رسیدم به شلوارش و...
_______________________
ادامه دارد...
جان من گذارش نکنید
- ۵۷۹
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط