و اینجا صبح

و اینجا صبح
از ساحت مقدس لبخندهای تو
ثانیه می شماردکسی آن سوی جهان تو افق را
در پس دوستت دارم‌ های تو به سحر کشانده
تا بیایی گره بگشایی ...
دیدگاه ها (۱)

و چه عطریبهتر از رایحه ی ناب تنتکه به صبح دل من ناب ترین ناب...

قهر کنقهرِ زمستانی !اما به کوتاهیِ روزهایش ،که من طاقتِ بلند...

چه تنهایی عمیقی‌ست ...دوست داشتن کسی که ،هرگز نیست...!

تن زده ام آغوشت را...چه قدر به من می آید ...رنگش...جنسش...وا...

انگار تو هر روز ستودنی تر می شویو من هرروز عاشق تر،انگار تما...

خدای مهرباندستانم به سوی توستنگاهم به مهربانی و کرم توستبا ت...

دوستت دارمانقدر زیاد که گاهی وقت هاکه دوریچشمانم بی اختیار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط