دارم مشکنم آروم
دارم مشکنم آروم
از این زندگی پوچم
هزاز سالیست که من خستم
از این بودن ، چنین هستم
غم چشمای من بازم
به مادر یاد آور شد
که سالگرد جدایی مون
دوباره باز آغاز شد
تو از پیش دلم رفتی
منو غم را گذاشتی باز
که پیش هم در این خلوت
کنیم اشک ها را آغاز
دلم را باز شکستی تو
برفتی و نفهمیدی
چه با دنیای من کردی
چه ها با قلب من کردی
تو از این دل هزار ساختی
هزاران تکیه کوچک
هزاران خورده های دل
هزاران شادی کوچک
تو پویای دلت را باز
کنار خود عاشق کن
نزار این تکیه قلبم
دوباره بشکنه آسون
این شعر خودمه همین الان گفتم
نظرتون
اشکال ها
و چیزایی که می تونم توش تغیر بدم تا بهتر بشه را بهم بگید
ممنون از لطف تون
از این زندگی پوچم
هزاز سالیست که من خستم
از این بودن ، چنین هستم
غم چشمای من بازم
به مادر یاد آور شد
که سالگرد جدایی مون
دوباره باز آغاز شد
تو از پیش دلم رفتی
منو غم را گذاشتی باز
که پیش هم در این خلوت
کنیم اشک ها را آغاز
دلم را باز شکستی تو
برفتی و نفهمیدی
چه با دنیای من کردی
چه ها با قلب من کردی
تو از این دل هزار ساختی
هزاران تکیه کوچک
هزاران خورده های دل
هزاران شادی کوچک
تو پویای دلت را باز
کنار خود عاشق کن
نزار این تکیه قلبم
دوباره بشکنه آسون
این شعر خودمه همین الان گفتم
نظرتون
اشکال ها
و چیزایی که می تونم توش تغیر بدم تا بهتر بشه را بهم بگید
ممنون از لطف تون
- ۱.۳k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط