دارم مشکنم آروم

دارم مشکنم آروم
از این زندگی پوچم
هزاز سالیست که من خستم
از این بودن ، چنین هستم
غم چشمای من بازم
به مادر یاد آور شد
که سالگرد جدایی مون
دوباره باز آغاز شد
تو از پیش دلم رفتی
منو غم را گذاشتی باز
که پیش هم در این خلوت
کنیم اشک ها را آغاز
دلم را باز شکستی تو
برفتی و نفهمیدی
چه با دنیای من کردی
چه ها با قلب من کردی
تو از این دل هزار ساختی
هزاران تکیه کوچک
هزاران خورده های دل
هزاران شادی کوچک
تو پویای دلت را باز
کنار خود عاشق کن
نزار این تکیه قلبم
دوباره بشکنه آسون


این شعر خودمه همین الان گفتم
نظرتون
اشکال ها
و چیزایی که می تونم توش تغیر بدم تا بهتر بشه را بهم بگید
ممنون از لطف تون
دیدگاه ها (۲۹)

گرمای تنت شیرینی چون عسل لبت را هیچ گاه از خاطر نمی برم

دیروز رفتیم باغ جاتون خالی

تو می روی ولی بدون پر نمی شود جای خالی تو

ابراز کن.. نزار دیر بشهگاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

آسمون صاف و آبی اینجا، هیچ شباهتی به دود خاکستری و سقف‌های س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط