همهی برگ و بهار

همه‌ی برگ و بهار 
در سرانگشتانِ توست.
هوای گسترده
در نقره‌ی انگشتانت می‌سوزد
و زلالیِ چشمه‌ساران
از باران و خورشیدِ تو سیراب می‌شود.
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۹)

بگذار پر شوماز قطره های کوچک باراناز قلب های رشد نکردهاز حجم...

تنت رازی‌ست جاودانهکه در خلوتی عظیمبا من‌اش در میان می‌گذارن...

لیوانی آب باشد وخُرده‌ای نان ودست‌های تو...هیچ پرنده‌ای به ا...

انساندشواری ِ وظیفه است . #احمد_شاملو

تلنگر می زند بر شیشه ها سرپنجه ی باران؛نسیم سرد می خندد به ...

Dana-Apada

دستت را به من بدهدست های تو با من آشناستای دیر یافته با تو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط