{موقعیت....چویا خوابه و دازای تنهایی توی بار نشسته و احسا

{موقعیت....چویا خوابه و دازای تنهایی توی بار نشسته و احساس پوچی می‌کنه}
*ور رفتن با یخ توی نوشیدنی*
*نگاه سرد ...*
*زمزمه آروم*
همه چیز خسته کننده اس......
بی معنیه....
چیزی حال نمیده.....
فقط روزای تکراری... کارای تکراری....
ادم های تکراری.....*یاد آوردن اون چند نفر تو زندگیش* ....خب نه اونقدر..... فکر کنم.... کسایی هستن که تکراری نباشن....
.
غم سنگینی که دلیلی براش نیست.... اگه بخوام بهشون فکر کنم هزار تا دلیل پیدا میکنم....ولی... نمی‌خوام.... خسته شدم....اگه قراره زنده باشم....پس .... حداقل....یک کار هیجان انگیز بهم بدین....
#میخوام_مست_کنم
«🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃🥃
🥃🥃»
*بلند شدن*
*سرگیجه*
هوم.... کسی نیست.....
*سرخ شدن گونه ها*
*سرگیجه زیاد*
*پوشیدن کت*
*بیرون رفتن از بار*
*تلو تلو خوردن*
..........................
*رفتن دم خونه شخص X*
*کوبیدن در*
*نگاه کردن از لای سوراخ کلید*
*باز کردنش با سوزن*
.................
*پرکردن خشاب اسلحه*
*همون نگاه معروف*
وقتشه از زندگی من گمشی بیرون.....
*نشونه گیری*
..........
*سرگیجه*
*افتادن کف زمین*
*مثل بچه ها خوابیدن*
*خیلی ناز خوابیدن*
.
.
.
«یک ساعت بعد»
*بیدار شدن*
*عرق کردن از گرما*
*سردرد خیلی شدید*
.....آی.....
*نگاه کردن به اطراف*
* خارج شدن از خونه شخص X*
*سردرگم*
*نگاه کردن به رگ دست چپم*
*بغض*
میخوام....برم....خونه.....هق....
اما....خونه کجاست ؟.... اصلا خونه معنایی نداره.....هقق....
...........................

*یاد چویا افتادن*
*امید*
*دویدن به سمت خانه *
*رسیدن*
*آروم باز کردن در*
..........................

*نگاه*
*چویا رو مبل خوابیده*
*لبخند*
*امدن بالا سرش*
*ناز کردن موهاش*
*خنده*
خوبه که دارمت....
*بوس کردن اروم گونه اش*
شبت بخیر عزیزم ....
دیدگاه ها (۵)

🙃

چالش ساختم 🙃: https://nazarbazi.timefriend.net/1724527351052...

از سر بیکاری...

آینه جادویی

]پرتال آرزو ها]×پارت ۶ ×ازخواب بیدار شدم دیدم که جاگا نیست و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط