بحث داشت بالا میگرفت هرچند برای اون عوضی لذت بخش بود
𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:𝟷𝟶
بحث داشت بالا میگرفت.. هرچند.. برای اون عوضی لذت بخش بود
+نمیخوای تمومش کنی؟
جونگکوک نگاهش را به کیم داد
-چی؟
+با سر و صدا کردن چیزی تغییر نمیکنه.. شرکتی که مال توعه خیلی بزرگه.. برای تاجری مثل من و کسایی مثل تو و جیمین این باید یک فرصت طلایی باشه... درسته پارک؟
جیمین سری تکون داد
^حق با تهیونگه.. انقدر کله شق نباش، کوک... اول باهاش صحبت کن.. چند ماهی همکاری کنید.. اگر وضعیتمون بهتر نشد... اون وقت میتونی مخالفت کنی و بهمون حق دخالت ندی
جونگکوک ساکت شد... چیزی نگفت... حداقل یک بار تو زندگیش باید به حرف جیمین میکرد... درسته حرف حرف جیمین بود همیشه... ولی جونگکوک هم لجباز بود
-خیل خب... فقط دو ماه... و اگر حس کنم کلکی تو کارتونه قسم میخورم شرکتو ازتون میگیرم
کیم کارتی روی میز گذاشت
+کاری باهام داشتی بهم زنگ بزن... از فردا شروع میکنیم
و بعد با همان اعتماد به نفسی که لحظه ای کم نمیشد بلند شد و سمت در را افتاد
+منتظر تماست هستم... جئون کوچولو
و در عمارت باز شد و کیم خارج شد
(نیویورک... عمارت مین، 6:27 pm)
اتاق نیمه تاریک بود.. کمی سرد..
جونگکوک روی تخت دراز کشیده بود و به کارت در دستش خیره شده بود
کارتی مشکی رنگ... با شماره ای در گوشه آن و نوشته ای خوش خط
(𝑲𝒊𝒎 𝒕𝒂𝒆𝒚𝒖𝒏𝒈)
قلبش در سینه میتپید... دوباره بوی عطر تلخ مرد در مشامش پیچید
+تو دیگه کی ای... کیم تهیونگ..
________________________________________
شرایط
کامنت: ۲٠
لایک: ۳٠
بازنشر: 5
part:𝟷𝟶
بحث داشت بالا میگرفت.. هرچند.. برای اون عوضی لذت بخش بود
+نمیخوای تمومش کنی؟
جونگکوک نگاهش را به کیم داد
-چی؟
+با سر و صدا کردن چیزی تغییر نمیکنه.. شرکتی که مال توعه خیلی بزرگه.. برای تاجری مثل من و کسایی مثل تو و جیمین این باید یک فرصت طلایی باشه... درسته پارک؟
جیمین سری تکون داد
^حق با تهیونگه.. انقدر کله شق نباش، کوک... اول باهاش صحبت کن.. چند ماهی همکاری کنید.. اگر وضعیتمون بهتر نشد... اون وقت میتونی مخالفت کنی و بهمون حق دخالت ندی
جونگکوک ساکت شد... چیزی نگفت... حداقل یک بار تو زندگیش باید به حرف جیمین میکرد... درسته حرف حرف جیمین بود همیشه... ولی جونگکوک هم لجباز بود
-خیل خب... فقط دو ماه... و اگر حس کنم کلکی تو کارتونه قسم میخورم شرکتو ازتون میگیرم
کیم کارتی روی میز گذاشت
+کاری باهام داشتی بهم زنگ بزن... از فردا شروع میکنیم
و بعد با همان اعتماد به نفسی که لحظه ای کم نمیشد بلند شد و سمت در را افتاد
+منتظر تماست هستم... جئون کوچولو
و در عمارت باز شد و کیم خارج شد
(نیویورک... عمارت مین، 6:27 pm)
اتاق نیمه تاریک بود.. کمی سرد..
جونگکوک روی تخت دراز کشیده بود و به کارت در دستش خیره شده بود
کارتی مشکی رنگ... با شماره ای در گوشه آن و نوشته ای خوش خط
(𝑲𝒊𝒎 𝒕𝒂𝒆𝒚𝒖𝒏𝒈)
قلبش در سینه میتپید... دوباره بوی عطر تلخ مرد در مشامش پیچید
+تو دیگه کی ای... کیم تهیونگ..
________________________________________
شرایط
کامنت: ۲٠
لایک: ۳٠
بازنشر: 5
- ۵۶۶
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط