۞یاحضرت معصومه(س)۞

۞یاحضرت معصومه(س)۞

هرشب میان بستر خود گریه می کنی
با حال گریه آور خود گریه می کنی
اصلا تمام اهل جهان گریه می کنند
تا بانگاه مضطر خود گریه می کنی
"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"
باهر اشاره ی سر خود گریه می کنی
هرلحظه خواهرانه رضا را صدا زدی
از دوری برادر خود گریه می کنی
کشتی عمر ناب تو پهلو گرفته است
در لحظه های آخر خود گریه می کنی
وقتی که خیره بر در و دیوار می شوی
داری به یاد مادر خود گریه می کنی
آتش میان ساحت گلخانه پا گرفت
در بین کوچه ها نفس مرتضی گرفت
دیدگاه ها (۲)

بی قرارت می کند، صدها چرای لعنتیکی به پایان میرسد این ماجرای...

بی قرارت می کند، صدها چرای لعنتیکی به پایان میرسد این ماجرای...

بی قرارت می کند، صدها چرای لعنتیکی به پایان میرسد این ماجرای...

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۳۷۷→

دل نوشته حسینی

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها باز این چه شورش است...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

🔎 #رسم_بندگی | نکات معنوی و اخلاقی از زبان حضرت آیت‌الله سید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط