تو ثریای منی آمدنت شیرین است

تو ثریای منی آمدنت شیرین است

من نگویم که چرا آمده ای و دیر است

شهریارم که بسی خون جگرها خوردم

چه بگویم که قلم ناطق بی تزویر است
دیدگاه ها (۳)

روز عشقِ پاستیلاشیطنتای #یواشکیدیوونه‌های لواشکیحسادت‌های عش...

خدایــــــــــا🙏 فردا و فرداهایم را🌸 هرطور ڪہ میخواهے نقاشےڪ...

❤ ️آنقدر مرا ببوس تا بدنم عرق کند بعد مرا به آغوش بکش تا عطر...

اگر روزم پریشان شد فدای تاری از زلفش که هر شب...

آسمانم انتهایش قلب توست / مهربان این آسمان از آن توست / آسما...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.Part : ⁴ناشناس: گمشین پایین صبح بود جینین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط