تو ثریای منی آمدنت شیرین است

تو ثریای منی آمدنت شیرین است

من نگویم که چرا آمده ای و دیر است

شهریارم که بسی خون جگرها خوردم

چه بگویم که قلم ناطق بی تزویر است
دیدگاه ها (۳)

روز عشقِ پاستیلاشیطنتای #یواشکیدیوونه‌های لواشکیحسادت‌های عش...

خدایــــــــــا🙏 فردا و فرداهایم را🌸 هرطور ڪہ میخواهے نقاشےڪ...

❤ ️آنقدر مرا ببوس تا بدنم عرق کند بعد مرا به آغوش بکش تا عطر...

اگر روزم پریشان شد فدای تاری از زلفش که هر شب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط