مدتی هست ندادی شرحی از حالت گلم

مدّتی هست ندادی شرحی از حالت ! گُلم
حال ِما خوب است از خوبی ِ احوالَت، گلم
گفته بودی: در تواَم _ اما دقیقاً در کجام؟
من ، خودم را زیر و رو کردم به دنبالت، گُلم
گر مرا مال ِ خودت دانسته ای، حالا بدان:
مانده دَه تا استخوان از کُّل ِ اموالت ، گُلم
آمدی، دیدی به من می آیی، امّا حیف شد؛
هیکلم جایَش نمی شُد توی اقبالت، گُلم
فکرکن: از کودکی کُهنه به دنیا آمدم
حّق ِ من نیست شَوَم عشق ِ کُهنسالت؟! گُلم
صرفه جویی کرده ؛ با قاشق لَبَت را می خورم
تا بدانی: مَچ شُدم با ذات ِ دلّالت ، گُلم
من که میمیرم: چه بی تو- یا چه در آغوش ِ تو
با کُدامش راحتی؟ این من و چنگالت گُلم
دیدگاه ها (۱۲)

قرار ما فصل انگور بودفصل خوشه چینی بادهای مستدر سایه سار تاک...

عزیزِ لحظه های مندلم شانه های امن تُو را میخواهدچه کنم دل اس...

تو را ندارم و غیر از تو انتخاب ندارمچقدر حرف نداری! چقدر تاب...

هرشـبدسـت‌هايـم را روے بنـد رخـت آويـزان مى‌ڪنمو پاهـام راڪہ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط