بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم
در خیالی که گرفتار تو شددام شوم

بی هوا بوسه مزن بر رخ من
بوسه انگاه بزن باز که من رام شوم

بی تو در خلوت این خانه گرفتار شدم
تو بیا تاکه کمی شاد از این کام شوم

پنجره باز کن نغمه بزن بر خورشید
من به شوق پرستو به این بام شوم

وقت رفتن تو بیا باز بزن بوسه ی مهر
تا که من همره آن یار دلارام شوم

#Maryam__M
دیدگاه ها (۱)

قهرکنی میمیرم نفسسسم

من تورا که داشته باشم...به تمام آرزوهایم رسیده ام....

و تا نفس دارم تو در تمام وجود منی...عمر جاودان منی..#Maryam_...

شاید..

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

پارت۴۰ :پشت بانداژ هر چی بیشتر از لحظه تحویل سال می‌گذشت جمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط