푸른 하늘처럼 어둡다
푸른 하늘처럼 어둡다
Dₐᵣₖ ₐₛ ₜₕₑ cₒₗₒᵣ ₒf ₜₕₑ ₛₖy
Pₐᵣt ¹⁰
*هیجده/ژوئیه/دوهزارویازده*
*V*
دسته بزرگ پرونده هارو
جلو كشیدم و یكي یكي مشغول بررسیشون شدم.
بعضي پرونده ها ساده بودن قتل بخاطر تصادف، باجگیري، دعواي خیابوني یا چنین چیزاي ساده اي كه سریع حل شده بودن. اینا
پرونده هاي كالسc بودن یعني درجه سه از نظر سختي، دسته كالسBكه مربوط به واحد ما
نمیشد جرم و جنایات سیاسي یا گانگستري بود كه بیشتر تحت رسیدگي میگرفت. باندهاي بزرگ قاچاق مواد و این چیزا، اما پرونده هاي كالسA سخت ترین و مهمترین پرونده هاي بخش
بودن از گروگانگیري، بمب گذاري، قتل هاي سریالي،
كشتار دسته جمعي. گرفته تا ..
دستهA شاید سخت ترین پرونده هارو در خودش جاي داده بود .
یكي از پرونده هاي همین رده رو باز كردم. پرونده بمب گذاري نافرجام استادیوم ورزشي،
پرونده بعدي قاتلي به اسم ریپر بود كه زن هایی كه میكشت رو به طرز فجیهی سلاخی میكرد، بازهم مختومه..
پرونده بعد رو كه باز كردم تصاویر جالبي به چشمم خورد.
متهم با اسم مستعار دكتر جارنر، قاتلي با لباس پزشكي و ماسک كه با كپي مدارک و جعل توي بیمارستان هاي معروف خودشو جای پزشک جا میزنه و
سر فرصت بیمار رو میدزده و با روش هاي عجیبي مثل تزریقات یا جراحي هاي عجیب میكشه .
پرونده همچنان باز بود. گزارشات نشون میداد یک سال از شروع پرونده گذشته، داوزده مورد قتل توي یكسال و هنوز هیچ مدرک قطعي
وجود نداشت.
حتي تصورش هم بد بود كه براي معالجه بري بیمارستان ولي یه پزشک راونی تورو بدزده و بدترین بلا هارو سرت بیاره.
بین گزارشاي پرونده گشتم یكي از گزارش ها از زن
چهل ساله اي بود
كه دختر شونزده ساله اش رو براي جراحي اپاندیس برده و شب بعد تو خیابون كناري بدن تیكه شده دخترش رو پیدا كرده بود كه دست
هاش قطع شده و با دست هاي خوك پیوند زده شده بودن.بدنم از چندش بودنش مور مور شد .
پرونده رو كنار گذاشتم و از افسوس سر تكون دادم.
پرونده بعدي هم باز بود.
قاتل مومی...
مكث كردم پرونده دختر كاراگاه مك وایر بود. قاتلي با
هشتاد قتل سریالي.
.همه دختراي رده ۲۴ تا ۱۶ سال كه به شكل عروسك مومي درومده بودن.
چقدر بعضي انسان ها بیمار بودن. حتي دیدن این عكس ها چندش بود چطور یكي تونسته این بلا رو سر یه ادم دیگه
بیاره.
Dₐᵣₖ ₐₛ ₜₕₑ cₒₗₒᵣ ₒf ₜₕₑ ₛₖy
Pₐᵣt ¹⁰
*هیجده/ژوئیه/دوهزارویازده*
*V*
دسته بزرگ پرونده هارو
جلو كشیدم و یكي یكي مشغول بررسیشون شدم.
بعضي پرونده ها ساده بودن قتل بخاطر تصادف، باجگیري، دعواي خیابوني یا چنین چیزاي ساده اي كه سریع حل شده بودن. اینا
پرونده هاي كالسc بودن یعني درجه سه از نظر سختي، دسته كالسBكه مربوط به واحد ما
نمیشد جرم و جنایات سیاسي یا گانگستري بود كه بیشتر تحت رسیدگي میگرفت. باندهاي بزرگ قاچاق مواد و این چیزا، اما پرونده هاي كالسA سخت ترین و مهمترین پرونده هاي بخش
بودن از گروگانگیري، بمب گذاري، قتل هاي سریالي،
كشتار دسته جمعي. گرفته تا ..
دستهA شاید سخت ترین پرونده هارو در خودش جاي داده بود .
یكي از پرونده هاي همین رده رو باز كردم. پرونده بمب گذاري نافرجام استادیوم ورزشي،
پرونده بعدي قاتلي به اسم ریپر بود كه زن هایی كه میكشت رو به طرز فجیهی سلاخی میكرد، بازهم مختومه..
پرونده بعد رو كه باز كردم تصاویر جالبي به چشمم خورد.
متهم با اسم مستعار دكتر جارنر، قاتلي با لباس پزشكي و ماسک كه با كپي مدارک و جعل توي بیمارستان هاي معروف خودشو جای پزشک جا میزنه و
سر فرصت بیمار رو میدزده و با روش هاي عجیبي مثل تزریقات یا جراحي هاي عجیب میكشه .
پرونده همچنان باز بود. گزارشات نشون میداد یک سال از شروع پرونده گذشته، داوزده مورد قتل توي یكسال و هنوز هیچ مدرک قطعي
وجود نداشت.
حتي تصورش هم بد بود كه براي معالجه بري بیمارستان ولي یه پزشک راونی تورو بدزده و بدترین بلا هارو سرت بیاره.
بین گزارشاي پرونده گشتم یكي از گزارش ها از زن
چهل ساله اي بود
كه دختر شونزده ساله اش رو براي جراحي اپاندیس برده و شب بعد تو خیابون كناري بدن تیكه شده دخترش رو پیدا كرده بود كه دست
هاش قطع شده و با دست هاي خوك پیوند زده شده بودن.بدنم از چندش بودنش مور مور شد .
پرونده رو كنار گذاشتم و از افسوس سر تكون دادم.
پرونده بعدي هم باز بود.
قاتل مومی...
مكث كردم پرونده دختر كاراگاه مك وایر بود. قاتلي با
هشتاد قتل سریالي.
.همه دختراي رده ۲۴ تا ۱۶ سال كه به شكل عروسك مومي درومده بودن.
چقدر بعضي انسان ها بیمار بودن. حتي دیدن این عكس ها چندش بود چطور یكي تونسته این بلا رو سر یه ادم دیگه
بیاره.
- ۲.۲k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط