#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟔

بالاخره بعد از ساعت ها ماشین سواری به ویلای ساحلی رسیدن، ویلایی زیبا دل باز با تم کرمی سفید، ویلای بزرگی بود اما نه به اندازه ی عمارت اصلی شون.

یونگهو:برین داخل و هرکدوم یک اتاق بردارید، به پیشخدمت ها گفتم اینجا رو تمیز کنند و غذا درست کنن.

همه سری تکون دادند، ویلا اتاق های زیادی داشت تقریبا بیشتر اتاق ها بالا بود و فقط چندتایی پایین بود، یونگهو و مری و هوانگ اتاق های پایین رو برداشتند و سه تا بچه اتاق های بالا رو.
ویلا طوری بود که از هر اتاقی راه برای بیرون رفتن داشت، یعنی راه به ساحل داشت.
اتاق های پایین از راه تراس، و اتاق های بالا هرکدوم از تراس پله های چوبی داشت که ازش پایین میومدن و به سمت ساحل میرفتن، و همین یکی از ویژگی های خوب ویلا بود.

جونگکوک که مثلا زیباترین اتاق رو برداشته بود روی تخت ولو شد و خودشو تکون داد

جونگکوک:اه پسر خیلی نرم و خنکه اما به پای اتاق خودم نمیرسه.

توی خیال هاش غرق بود که صدای در اومد.

جونگکوک:بیا تو.

در باز شد که چهره ی خندون و زیبای مادرش نمایان شد، لبخندی زد و روی تخت نشست.
مادرش وارد شد و کنارش نشست.

جونگکوک:چطوری خوشگله
مری:پسره ی احمق
جونگکوک:یاا احمق تهیونگه
مری:به اون پسر چیکار داری، اون خیلی ام با ادبه تازه الان سن ازدواجشه باید زن بگیره.

جونگکوک قهقه ای زد.

جونگکوک:مامان من روی اون کراش دارم، البته بعضی وقتا بهش حسودی میکنم، چون از من هیکلی تره جذاب تره.

مری سری با تاسف تکون داد.

مری:پسرکم تو هنوز خیلی بچه ای
جونگکوک:میدونم، راستی کوچولو حالش چطوره.

پسرک با ذوق پرسید و دستشو روی شکم مادرش گزاشت.

مری:حالش خوبه، فقط میگه ای کاش منم مثل داداشم ناز و خوشگل بشم

جونگکوک کمی شکم مادرش رو نوازش کرد و لبخندی زد.

جونگکوک:به نظرت به من میره یا تهیونگ
مری:نمیدونم، شاید به هردوتون بره.
جونگکوک:کاش به تهیونگ بره اون هم مهربونه هم خوشگله
مری:خب پسرم تو هم هستی
جونگکوک:میدونم پس به منم بره.
____

ضد افتاب، رو کامل روی صورتش پخش کرد، کلاه افتابی رو روی سرش گزاشت و عینک افتابی سیاهی رو که از تهیونگ کش رفته بود روی بینیش قرار داد.
پیراهنی که روش طرح گل و درخت بود روی بدنش خوب حالت گرفته بود و استین هایی که تا بازوش بودن دست سفیدش رو نشون میداد، البته شلوارک مشکی که مایو بود هم به تن داشت و تا بالا زانوش بود خب به پاهای سفیدش میومد.
لبخندی زد و با ذوق به سمت تراس رفت، از پله های تراس اتاقش پایین اومد که میرا رو دید.
با لبخند به سمت دختر رفت که دید دختر، مایو پوسید و مثل خودش عینک زده.

جونگکوک:میراشی میای بریم توی اب.

دختر ابمیوه ش رو کنار گزاشت و متقابل لبخندی زد.

میرا:تهیونگ کجاست، فقط منو تو ایم.
جونگکوک:اونو نمیدونم، مهم نیست باز اونم میاد بیا بریم
میرا:باشه، فقط تو بلدی موج سواری کنی.
جونگکوک:اره بلدم.
میرا:اونجا تخته هست بریم بگیریم، چون من عاشق موج سواری ام

جونگکوک سری تکون داد و باهم به سمت اون دکه ای که کلی وسایل مربوط به شنا و تفریحی داشت رفتند.
دوتا تخته اجاره کردند.
مال میرا ساده بود و به رنگ قرمز بود، اما پسر تخته ی ابی خرید که روش موج های ابی رو کشیده بودند و خیلی زیبا بود.

پسرک پیراهنش رو در اورد که بالا تنه ی خوش فرم، کمر باریک، سی.نه های برجسته ش، و پوست سفیدش دیده شد، میرا محو دیدن اون ها شد، اندام زیبا و س..کسی داشت.
پسر عینک و کلاهشم در اورد و به میرا نگاه کرد.

جونگکوک:میرا بریم.

دختر سری تکون داد و هردو به سمت اب رفتن.
با حس نوازش شدن انگشت های پاهاش چشم هاش رو بست و ارامش رو به تک تک سلول های بدنش فرستاد.
اب هعی به سمت شن های کرمی و عسلی می اومد و بعد به عقب میرفت.
همه ی خانواده ها و کسانی که به ساحل اومده بودند درحال شنا کردن درون اب بودن و صدای خنده ها و جیغ های از سر ذوقشون میومد، بعضی ها با تخته ها موج سواری میکردن بعضی ها روی شن ها خوابیده بودن و افتاب میگرفتن و بعضی ها هم در حال بازی کردن والیبال بودن.

کمی بیشتر درون اب رفت که تا زانو خیس شد، سردیه اب اون هارو به نفس نفس میزد اما هوای گرم و افتاب به اون سردی گرمی میبخشید.
کمی بیشتر توی اب رفت که ناگهان موج بزرگی به وجود اومد که بعضی تونستن روی تخته ها به ایستن و کامل سوار موج بشن، اما دختر و پسر کامل خیس شدند، چون موج روی اونها فرود اومد و باعث شد خیس خیس بشن، هردو نفس نفس زنان خندیدن و به هم خیره شدن، باهم کامل درون اب رفتن و تخته هاشون رو روش قرار دادن.
دختر با تلاش های مداوم و افتادن زیاد بالاخره تونست روی تخته بشینه اما پسر سعی داشت کمی توی اب معلق بمونه و ارامش و خنکی رو به خودش هدیه کنه
دیدگاه ها (۱۰)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟖بعد از شامی که خوردن توی حیاط ویلا که ...

فیک عشق از طریق حیوون نویسنده : ریحانه جونتونکاپل ها:تهکوک ....

خوبههه🥺😕

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟑جونگکوک و تهیونگ بعد از کلی خوش گذرونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط