#بخونید

#بخونید
شهر بو مرگ میداد، حتی وقتی میرفتی یِ باغچه رز قرمز بو میکردی، یاحتی وقتی یِ شیشه ادکلن خالی میکردی رو لباسات فرقی نداشت بوی مرگ کِ با این چیزا ازبین نمیره.. آدما چمدون میبستنُ میرفتن بی صدا یهویی، یِ رفتنِ بی برگشت..
شاید مام مسافر بعدی بودیم شاید نبودیم هیچی معلوم نبود..
فقط مرگ بود کِ داشت بِ همچی نفوذ میکردُ برمیداشتُ میبرد
کمتر کسیو بود کِ میمردُ جسمشُ دفن میکردنُ روحش پرواز میکردُ رها میشد
خیلیا قلبشون میمیرد
خیلیا روحشون میمرد..
مرگ بود کِ تجاوز میکرد بِ ارزوها،انگیزه ها لبخندا...
مابودیمُ قبرستونِ تمام مرده هایِ درونمون و بویِ دل مردگیِ پیچیده همه جا..
حتی لابِ لای بوی خاک بارون خورده...
mohy'nvis

پ.ن: این روزا میشه مرگُ همه جا حس کرد، مراقب خودتون باشید🙁💔
اگ کرونا تا ابد نرفت چی؟💔



.......
🖇🎶🔒میترسیدم ی روز از دس بری
ب جا اینده بشینیم ا قبلن بگیم
ا قلبم کِ هیچوقت پاک نمیشه جوهر حسی کِ نم نم چکیده تو دل دفترمم
من هنوزم عین قبلن بت معتادم بت معتادم
ن نمیره فکرت از سرم
سرنوشت|عرفان
دیدگاه ها (۱)

My lovely neighbor part : ۵۴

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

سرگردونی؟!سرگردون!خیره شدم ب آفاقِ مغربیطُ چی میدونی!؟دلت گر...

دلبندم،من ن شاعرم ک از شور و شدت عشقت شعر بگم،ن نقاشم ک حسمو...

P3 در خوابگاه بی تی اس چ میگذرد

«عشق پولی پارت۳۷»دختره قشنگ عصبی بودن ازش میبارید ک یهو تو گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط