پروانه چو بر روی تو بنشست، دلــم ریخت....

پروانه چو بر روی تو بنشست، دلــم ریخت....
چون باد به گیسوی تو زد دست، دلــم ریخت...
من عکس تو را بر رخِ آن ماه کشیــدم...
چون شب به گلِ روی تو دل بست، دلم ریخت...
دیشب به تو گفتم که مرا جز تو کسی نیست...
گفتی که مرا جز تو کسی هست، دلـــم ریخت..
گفتی که تو را با نگهی مست کنـــم مست...
پیمان بشکستی نشدم مست، دلـم ریخت.
دیدگاه ها (۱)

نمی دانم چشـــــــمــانتـــ با مــــــن چه میکند!!!فقط وقتی ...

.پاییزعطر تلخ پیراهن مردی ستپیچیده درخیابانی بی عبور!و درختی...

هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزارچنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا ...

مو پریشان کردی و باد آمد و گردن گرفت رو سری وا کردی و احساس ...

عاشقانه های شبنم

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط