محال است مصاحبه تلویزیونی

محال است مصاحبه تلویزیونی
خواننده های لس آنجلسی را ببینی
و یک نفر از آنها
دلش برای ایران تنگ نشده باشد !
من که پیش خودم میگفتم
همه ی این حرفها تظاهر است ،
مگر می شود وسط آن همه زرق و برق و خوشی ،
وسط خیابان های سنگفرش شده
و تمیز با یک برگر مک دونالد آدم دلش بگیرد !
حتما مخشان پاره سنگ برداشته است .
مگر می شود آدم دلش برای این ترافیک های سنگین ،
هوای آلوده و شهر های ساده تنگ شود ...
آخر چه چیز اینجا دلتنگی دارد
که از آن سر دنیا بیایند اینجا ، هوس اینجا را بکنند!
اما با خودم گفتم
شاید دلشان حلیم داغ ساعت ۶ صبح بخواهد ،
یا یک مشت نخودچی کشمش
که مادربزرگ بریزد توی جیبشان ،
بخواهند کنار جاده شمال لواشک بخرند ،
شاید دلشان کرسی شب یلدا بخواهد
نه درخت کریسمس ،
گفتم شاید قرمه سبزی های فرنگ
هرچقدر هم خوب باشد به دهانشان مزه نمی کند ،
شاید از سیگار های فیلتر دار خسته شده اند ،
نفسشان دود سنگین می خواهد
بهمن می خواهد
تیر می خواهد
گفتم شاید دلشان جا مانده است
شاید عشقشان را جا گذاشته اند ...
دیدگاه ها (۶)

- آیِ مجری! یکی دستش از دنیا کوتاه شده یعنی چی؟ مگه دستم کوت...

میدانی؟تازگی ها زندگی جوری شده است که از کسی توقع نداشته باش...

شوهرش را "دکتر " خطاب میکرد،همانطور که با سرانگشتان ناخن های...

مـــاﺩﺭ، ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﺍﺵ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎی شاد و باهوش بهترند...

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط