شب رویایی
شب رویایی
پارت ۸
اون سوک : این چه حرفی که میزنی
جیمین : جوابمو نگرفتم
اون سوک : بزار فکر کنم اوممم
کمی خزید و چراغ ها رو خاموش کرد حالا اون اتاق در تاریکی بود جیمین کمی منتظر موند وای هیچ جوابی از اون سوک دریافت نکرد
جیمین : اون سوک ...... با توام اون سوک خوابیدی
اون سوک که بیدار بود از این طرز رفتار جیمین خنده ای آرومی با خودش کرد و چشم هاشو بست
دختر دوم داستان ما درحالی که لباس خواب توری کوتاهی تنش بود جلوی میز آرایش نشسته بود و درحال انجام دادن روتین پوستی اش بود تهیونگ با لیوان آبی که دست اش بود وارده اتاق شد با دیدن کیونگ می نیشخندی زد و لیوان به دست سمته تخت اش رفت رویه تخت نشست لیوان رو گذاشت رویه عسلی
تهیونگ که نگاهش افتاد رویه موهای هیس بلند مشکی دختره که رویه شونه های لخت اش رها بود خنده ای کرد و گفت
تهیونگ : هی نمیخواهی موهاتو خشک کنی
کیونگ می : به تو چه
تهیونگ : میدونستی خیلی بد اخلاقی
کیونگ می : بازم به تو چه
کیونگ می از رویه صندلی بلند شد و دستشو کشید رویه لباس خوابی که تا رون هاش بود سمته پله های تخت رفت
بالا رفت و خودشو پرت کرد رویه تخت
تهیونگ گوشیشو برداشت و رویه تخت دراز کشید صدای ویدیوی های که نگاه میکرد باعث میشد کیونگ می اذیت بشه با عصبانیت داد زد
کیونگ می : هی نمیتونم بخوابم صداشو قطع کن
تهیونگ : اونی که اذیت میشه بره
کیونگ می : اوفففف میکشمت صداشو کم کن
تهیونگ : بیا بکش ببینم چطوری میکشی
کیونگ می رویه تخت نشست و بالشت اش رو برداشت و پرت کرد پایین سمته تخت تهیونگ خورد تو صورت اش
تهیونگ : عشقم داری چیکار میکنی
کیونگ می : بهم نگو عشقم
با عصبانیت رویه تخت دراز کشید و پتو رو کشید رویه صورتش تهیونگ هم گوشیشو کنار گذاشت و چشم هاشو بست
اسلاید ۲ لباس خواب کیونگ می
پارت ۸
اون سوک : این چه حرفی که میزنی
جیمین : جوابمو نگرفتم
اون سوک : بزار فکر کنم اوممم
کمی خزید و چراغ ها رو خاموش کرد حالا اون اتاق در تاریکی بود جیمین کمی منتظر موند وای هیچ جوابی از اون سوک دریافت نکرد
جیمین : اون سوک ...... با توام اون سوک خوابیدی
اون سوک که بیدار بود از این طرز رفتار جیمین خنده ای آرومی با خودش کرد و چشم هاشو بست
دختر دوم داستان ما درحالی که لباس خواب توری کوتاهی تنش بود جلوی میز آرایش نشسته بود و درحال انجام دادن روتین پوستی اش بود تهیونگ با لیوان آبی که دست اش بود وارده اتاق شد با دیدن کیونگ می نیشخندی زد و لیوان به دست سمته تخت اش رفت رویه تخت نشست لیوان رو گذاشت رویه عسلی
تهیونگ که نگاهش افتاد رویه موهای هیس بلند مشکی دختره که رویه شونه های لخت اش رها بود خنده ای کرد و گفت
تهیونگ : هی نمیخواهی موهاتو خشک کنی
کیونگ می : به تو چه
تهیونگ : میدونستی خیلی بد اخلاقی
کیونگ می : بازم به تو چه
کیونگ می از رویه صندلی بلند شد و دستشو کشید رویه لباس خوابی که تا رون هاش بود سمته پله های تخت رفت
بالا رفت و خودشو پرت کرد رویه تخت
تهیونگ گوشیشو برداشت و رویه تخت دراز کشید صدای ویدیوی های که نگاه میکرد باعث میشد کیونگ می اذیت بشه با عصبانیت داد زد
کیونگ می : هی نمیتونم بخوابم صداشو قطع کن
تهیونگ : اونی که اذیت میشه بره
کیونگ می : اوفففف میکشمت صداشو کم کن
تهیونگ : بیا بکش ببینم چطوری میکشی
کیونگ می رویه تخت نشست و بالشت اش رو برداشت و پرت کرد پایین سمته تخت تهیونگ خورد تو صورت اش
تهیونگ : عشقم داری چیکار میکنی
کیونگ می : بهم نگو عشقم
با عصبانیت رویه تخت دراز کشید و پتو رو کشید رویه صورتش تهیونگ هم گوشیشو کنار گذاشت و چشم هاشو بست
اسلاید ۲ لباس خواب کیونگ می
- ۲۵.۴k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط