part

part:31
name: عشق و جدایی



ویو کوک


اروم به سمتش قدم بر داشتم..زانو هاش رو بغل کرده بود و موهاش توی صورتش ریخته شده بود...اون درست مثل فکری که کرده بودم گریه کرده بود...و خواب بود خنده یهویی روی صورتم نشست خیلی ناز خوابیده بود...مو هاش رو از توی صورتش زدم کنار لباش واقعا خواستنی بود برای من...ولی....من نمی تونم...اشکی از گوشه چشمم چکید...این من واقعی بودم...؟نمی دونم چرا ولی من به خاطر بورا داشتم تغییر می کردم....چیزی که اصلا خوب نبود...مخصوصا برای پدرم....
بعدسرم رو تکون دادم تا از فکر خارج بشم دستم رو گذاشتم روی بدن بورا سرد بود...از روی ‌پله ها بلند شدم و کتم رو روی شونه های بورا تنظیم کردم.براید استایل بغلش کردم و به سمت ماشین بردمش...صندلی رو تنظیم کردم جوری که بتونه بخوابه موقع تنظیم کردن صورتم خیلی نزدیکش بود...چشمای کشیدش....،مژه های بلندش...، مو های سیاهش....،لبهای لطیفش..،من چرا قبلا به این ها توجه نکرده بودم..؟..چرا الان..؟
الان که.....


ویو بورا


صبح با نوری که با چشمام تماس داشت بیدار شدم...اروم چشم هام رو باز کردم...من کجام؟ اون جا رو تاحالا ندیده بودم...خیلی اتاق ساده ای بود..ولی قشنگ...اولش یکم ترسیدم ولی...چیزی که دیدیم بیشتر من رو شوکه کرد...اون کوک بود لخت جلوم...سریع چشمام رو بستم و سرم رو گذاشتم روی بالش....
-چرا اینجوری می کنی.؟؟
+......
-با توم....بورااا....
+خب وقتی از خواب بیدار شی یکی رو لخت جلوت ببینی چی کار می کنی..؟
-من....(فکر کرد یکم اومد نزدیک)لباسای خودمم رو در در میاوردم و با اون خوش می گذروندم...تو چی؟
+چیییی..؟مگه دیونه اییی؟
-اره...خوب نگفتی..تو چی..؟
+ازش فاصله می گیرم....
-که این طور...راستی...
+بله ..؟
-برای دیشب..متاسفم
+چیییی؟؟(با تعجب)
(همه این حرف هایی که با هم می زدن بورا دستش روی چشمش بود)
-دوبار یه حرف رو نمی زنم...
+باشه(خندید)
نمی دونم چرا ولی خیلی از این حرف کوک خوشحال شدن در حدی که غیر قابل توصیف بود...
-چشمات رو نمی خوای باز کنی؟
+لباس تنته؟
-اره پوشیدم..
بعد دستم رو از روی چشمام بر داشتم و بهش نگاه کردم.....



ممنون ازتون مهربونا( ˘ ³˘)♥
دیدگاه ها (۱۵)

part:32name: عشق و جداییویو بورامو هاش خیس بود..حموم بوده ول...

part: 33name :عشق و جداییویو کوک عذر خواهی ای که از مادر می ...

part:30name: عشق و جداییویو بورااون مرده اومد نزدیکم..قدش خ...

part:29name: عشق و جدایی(اسلاید دوم لباس بورا)اسلاید سوم موی...

part:19name:عشق و جداییویو بوراتوش..یه لباس خواب سیاه بود..ا...

part:21name: عشق و جداییویو جیمیناجوما تمام اتفاق هایی که اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط