خونبس

خون‌بس!
پارت بیستم:

توی راه برگشت بودن...ا.ت هنوزم ذهنش درگیر اون پیامی بود که دیروز اومده بود روی گوشیش....درگیر افکارش بود که صدای تهیونگ در اومد" جایی کار دارم...میرسونمت خونه مادرت"
ا.ت: طول میکشه؟..
تهیونگ: حداقل تا اخر شب...نگرانم نباش زنگم نزن"
در خونه ی مادرش پیاده شد...به رفتن تهیونگ نگاه کرد...ته دلش نگرانی ای موج میزد...افکارشو زد کنار و ایفون خونشون رو زد...مادرش در و باز کرد و کلی بغلش کرد"
"تهیونگ"
رموت رو زد و دره مخفی گاهش رفت بالا...ماشینش رو کناره بقیه ماشین هاش پارک کرد...سوییچشو انداخت سمت بادیگارد و از پله ها بالا رفت تا به سمت دره اون مخفی گاه رسید...در و باز کرد...همه ی کارکنان اونجا با دیدن تهیونگ تعظیم کردن...تهیونگ نفس‌ عمیقی کشید و گفت" محموله ها رسید؟"
کارکنان: بله اقا...هنوز بازشون نکردیم"
تهیونگ چند قدمی اومد جلو...یکی از محموله هارو اوردن جلوش...دستشو اورد جلو که یه کاتر گذاشتن تو دستش...خم شد و با کاتر بازش کرد....یکی از اسلحه هارو اورد بالا و دستشو کشید روی بافتش...لبخند شیطانی ای اومد رو لبش"
تهیونگ: اصله..خوده اصله"
بعد از چک کردن همشون دستور داد ۴۵ میلیون دلار که معادله ۳ میلیارد ۲۸۵ هزار تومنه برای فرستنده ی محموله ها واریز کنن.
دیدگاه ها (۶)

خون‌بس!پارت بیست یکم:ا.ت جلوی پنجره ایستاده بود و به بارونی ...

خون‌بس!پارت بیست و دوم:ا.ت و مادرش در حال بازی کردن با تخته ...

خون‌بس!پارت بیستم:لازمه نکته ای رو راجب فیک "خون‌بس" بگماین ...

خون‌بس!پارت نوزدهم:ا.ت درحالی که داشت موهاشو خشک میکرد چشمش ...

خوندن بدون لایکو کامنت حرامه.you and me P20که ناگهان تهیونگ ...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۱۸

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط