تو با قلبِ ویرانه‌ی من چه کردی؟

تو با قلبِ ویرانه‌ی من چه کردی؟
ببین عشقِ دیوانه‌ی من چه کردی

در ابریشمِ عادت، آسوده بودم
تو با حالِ پروانه‌ی من چه کردی

ننوشیده از جامِ چشمِ تو مستم
خُمار است میخانه‌ی من، چه کردی؟

مگر لایقِ تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرتِ شانه‌ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده! با خانه‌ی من چه کردی؟

جهانِ من از گریه‌ات خیسِ باران
تو با سقفِ کاشانه‌ی من چه کردی؟
دیدگاه ها (۱)

با همین دست، به دستان تو عادت کردماین گناه است ولی جان تو عا...

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیرخسته ای، باید بخوابی هم ز...

خوشا به بخت بلندم که در کنار منی ِ تو هم قرار منی هم تو بی‌ق...

یادتـــــ باشــد ... مـــن اینجا... کنار همیـــن رویاهای زود...

P12تام : خب اینارو حل کنید .و بشکنی زد و ساعت شنی رو چرخوند ...

زندگی تعیین شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط