شبم شب تر از هر شب است
شبم شب تر از هر شب است
دو دیده تَر و این تنم در تب است
رسد شاید از قاف عشق یک طبیب
بپرسد چرا عشق او غایب است؟!
کند نسخه چشم و لب و مویِ یار
بگوید برایش همین واجب است
شود آب ، کوهی ز قند در دلم
که امشب نگاهم تو را کاسب است؟!
زَنَم طعنه بر دل ، که دل خوش مکن
دلِ او به هر آن به یک جانب است!
گمان می بری قلب سنگ و سخت او
تو مجنونِ از قفس رسته را طالب است؟!
رها کن دگر این سَرِ عشق را
فراموشی بهر جنونت مناسب است
تهی کن ز خاطر همه یاد او
خدا حواسش به دلهای بی صاحب است
دو دیده تَر و این تنم در تب است
رسد شاید از قاف عشق یک طبیب
بپرسد چرا عشق او غایب است؟!
کند نسخه چشم و لب و مویِ یار
بگوید برایش همین واجب است
شود آب ، کوهی ز قند در دلم
که امشب نگاهم تو را کاسب است؟!
زَنَم طعنه بر دل ، که دل خوش مکن
دلِ او به هر آن به یک جانب است!
گمان می بری قلب سنگ و سخت او
تو مجنونِ از قفس رسته را طالب است؟!
رها کن دگر این سَرِ عشق را
فراموشی بهر جنونت مناسب است
تهی کن ز خاطر همه یاد او
خدا حواسش به دلهای بی صاحب است
- ۴۷۰
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط