چون من دختر مهربون خوبی هستم میزارم دو پارت🤭🙂↕️
چون من دختر مهربون خوبی هستم میزارم دو پارت🤭🙂↕️
#اونـ_مالـ_منهـ
𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟗
که یه چیزی بهم برخورد کرد و نفهمیدم چیشد
ته
اون دختره هعی داشت خودشو بهم میچسبوند که یهو لباش خورد به لبام و بعدش کوک اومد هنوز تو تعجب بودم پس دنبالش رفتم که از هتل زد بیرون و ماشین خورد بهش دلم میخواست اون ماشینو زیر دستام خورد کنم پس سریع رفتم سراغ کوک از همه جاش خون میومد خیلی میترسیدم از دستش بدم
ته:زنگ بزن امبولانس چرا نگاه میکنی
... :باشه الان زنگ میزنم
ته:اگه چیزی بشه قول سالم موندن نمیدم
بعد20 مین امبولانس اومد و کوک وبردن من موندم و باز تنهایی این بار دونه که داره میره تا خطر ولی خوب کاری نمیتونم بکنم
همینجوری که داشتم حرف میزدم گوشیم زنگ خورد
یونگی:کجایی چرا نمیاین
ته:کوک واسه من تصادف کرد
یونگی:چی میگی
ته:دارم میگم بیمارستانم کوک تصادف کرده
یونگی:وضعیت وخیمه؟؟
ته:اره ممکنه از دستش بدم
که یهو همه دکترا پرستارا رفتن سمت اتاق کوک
ته:چیشده کوک چیزیش شده
پرستار:لطفا ارامش خودتون و حفظ کنین ضربان قلبش پایین اومده
ته:چشممم چون تو گفتی( نیشخند ولی گریه)
اگه اون که داخله چیزیش بشه همتون دنبال قبر بگردین
فهمیدینننننتن
پرستار :لطفا اروم باشین اینجا بیمارستان هست بیمارا نیاز به ارامش دارن
ته:ری*د*م به خ*ودت و ارامش بیمارا
که یهو رفتم پشت شیشه ای که کوک داخل اتاقش بود
ته:کوک تنهام نزار باشه خواهش میکنم
اگه تنهام بزاری من چجوری زندگی کنم
که دکتر دیگه تلاش نکرد
ته:چرا وایسادی ادامه بده
دکتر:متاسفم از دستش دادیم
ته:دروغ نگو ز*ر کم بزن
دکتر متاسفم
. ...
ً.....
#اونـ_مالـ_منهـ
𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟗
که یه چیزی بهم برخورد کرد و نفهمیدم چیشد
ته
اون دختره هعی داشت خودشو بهم میچسبوند که یهو لباش خورد به لبام و بعدش کوک اومد هنوز تو تعجب بودم پس دنبالش رفتم که از هتل زد بیرون و ماشین خورد بهش دلم میخواست اون ماشینو زیر دستام خورد کنم پس سریع رفتم سراغ کوک از همه جاش خون میومد خیلی میترسیدم از دستش بدم
ته:زنگ بزن امبولانس چرا نگاه میکنی
... :باشه الان زنگ میزنم
ته:اگه چیزی بشه قول سالم موندن نمیدم
بعد20 مین امبولانس اومد و کوک وبردن من موندم و باز تنهایی این بار دونه که داره میره تا خطر ولی خوب کاری نمیتونم بکنم
همینجوری که داشتم حرف میزدم گوشیم زنگ خورد
یونگی:کجایی چرا نمیاین
ته:کوک واسه من تصادف کرد
یونگی:چی میگی
ته:دارم میگم بیمارستانم کوک تصادف کرده
یونگی:وضعیت وخیمه؟؟
ته:اره ممکنه از دستش بدم
که یهو همه دکترا پرستارا رفتن سمت اتاق کوک
ته:چیشده کوک چیزیش شده
پرستار:لطفا ارامش خودتون و حفظ کنین ضربان قلبش پایین اومده
ته:چشممم چون تو گفتی( نیشخند ولی گریه)
اگه اون که داخله چیزیش بشه همتون دنبال قبر بگردین
فهمیدینننننتن
پرستار :لطفا اروم باشین اینجا بیمارستان هست بیمارا نیاز به ارامش دارن
ته:ری*د*م به خ*ودت و ارامش بیمارا
که یهو رفتم پشت شیشه ای که کوک داخل اتاقش بود
ته:کوک تنهام نزار باشه خواهش میکنم
اگه تنهام بزاری من چجوری زندگی کنم
که دکتر دیگه تلاش نکرد
ته:چرا وایسادی ادامه بده
دکتر:متاسفم از دستش دادیم
ته:دروغ نگو ز*ر کم بزن
دکتر متاسفم
. ...
ً.....
- ۶۳۳
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط