امروز روز بدی بود برام.
امروز روز بدی بود برام.
داداشم کاری کرد که دیگه حاضر نیستم اسمشم بیارم.
من دیگه داداش ندارم.
علی خودشه و خداشو و عشقش
بقیه ایی در کار نیست.
از امروز به بعد بدی رو مثل خوبی جواب میدم. دوست ـ دشمن ـ خودی واسم فرقی نداره.
من گرگ هارم. بدجور زخم خوردم. دیشب دست خودم رو با تیغ زدم تا یادم باشه داداش دیگه ندارم.
و به کسی دیگه نمیتونم اعتماد کنم به عنوان یه داداش.
حواستون باشه.
پرت به پرم نخورده.
پرپر میشی.
این حرف نیست.
مطمئن باش از دستم برمیاد. خیلی هم خوب.
یا حق
داداشم کاری کرد که دیگه حاضر نیستم اسمشم بیارم.
من دیگه داداش ندارم.
علی خودشه و خداشو و عشقش
بقیه ایی در کار نیست.
از امروز به بعد بدی رو مثل خوبی جواب میدم. دوست ـ دشمن ـ خودی واسم فرقی نداره.
من گرگ هارم. بدجور زخم خوردم. دیشب دست خودم رو با تیغ زدم تا یادم باشه داداش دیگه ندارم.
و به کسی دیگه نمیتونم اعتماد کنم به عنوان یه داداش.
حواستون باشه.
پرت به پرم نخورده.
پرپر میشی.
این حرف نیست.
مطمئن باش از دستم برمیاد. خیلی هم خوب.
یا حق
- ۳.۰k
- ۲۶ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط