ﺍﺯ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ،

ﺍﺯ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ،
ﺑﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺍﻣﻴﺪ،
ﺗﺎ ﺑﺮ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺁﺷﻴﺎﻥ ﮐﻨﻢ،
ﺍﻣٌﺎ،
ﺗﻨﻬﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻧﻮﺷﻴﺪﻡ،
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﺗﻦ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ،
ﺟﺎﻳﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺷﻴﺎﻧﻢ ﻳﺎ ﺣﺘﯽ ﻧﻔﺴﯽ ﻧﺸﺴﺘﻦ.
ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺳﺮﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺖ،
ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻢ...

ﻋﻠﯽ ﺻﺎﻟﺤﯽ ﺑﺎﻓﻘﯽ
دیدگاه ها (۱۴)

❤️ﮔﻞ ﻛﺪوم ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺑﺸﻢ ﺻﺒﺎ ﺑﻬﻢ ﺳﻠﺎم ﻛﻨﻰﻛﺪوم ﺗﺮاﻧﻪ ﺷﻢ ﻛﻪ ﺗﺎ دﻟﺖ ...

ورق بزنید.......

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

عین فرشته هایی :)#یاغی #عاشقانه

استوری‌ها رو از دست ندید👌🌸🌱🍃📸آیدی اینستاگرام 👇https://www.in...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط