ای که از چشم من احساس مرا می خوانی

ای که از چشم من احساس مرا می خوانی
احتیاجی به سخن نیست ،خودت می دانی
فقط این جمله که سخت است نگویم با تو
دوستت دارم و دانی به همین آسانی
گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم
آسمان را به زمین،جان خودت می دوزم
گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد
بی تو یک لحظه رمق در دل ودر جانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست
بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم
شده ام مرثیه خوان دل سودا زده ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام
دیدگاه ها (۷)

قسم خوردم به چشمان تو هرگز دل نمي‌بندمكمك كرده غرورت تا بمان...

ﺳﻪ ﺗﺎﺭﻡ ، ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ، ﮐﻤﯽ ﻧﺎﮐﻮﮎ ﻭ ﺑﺪ ﺣﺎﻟﻢﻣﺨﺎﻟﻒ ﻣﯿﺰﻧﻢ ، ﺯﯾﺮ...

خوش نشستی در دلم، از هر ترانه بیشترمن تو را از هر کسی در این...

تو خودت ماهی و هر بار که کامل شده ایاز پس پرده به بیرون متما...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

گر مرا ترک کنیمن زغمت می سوزم ،آسمان را به زمینجان خودت می د...

استاد شهریار چه زیبا می گوید:گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط