ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم رده ام

🌹🍃
ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم كرده ام

دركنج ویران مــــانده ام ، همخــــانه را گم كرده ام

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان
هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام

آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد
آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام

درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

از حبس دنیا خسته ام چون مرغكی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم كرده ام

در خواب دیدم بیـــدلی صد عاقل اندر پی روان
می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم كرده ام

گـــر طالب راهی بیــــا ، ور در پـی آهی برو
این گفت و با خودمی سرود، پروانه راگم كرده ام

مولانا
دیدگاه ها (۲)

ﻧﺎﺯ ﺁﻥ ﺍﺧﻤﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻟﺐ ﺯ ﻟﺐ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯽﮔﻮﺵ ﺷیطاﻥ ﻛﺮ ﻋﺠﺐ، ﺁﺷﻮﺏ ...

آمده ام‌که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگویی ام‌که نی ،ن...

دیباچه ی عشق، فـرش راهش کردمصد برکه ی نـور نـذر ماهش کردمای ...

بوسه هاے مجازی...!هوسهاے سرد...!آغوشهاے خیالی...!حرفهاے مبهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط