هرگز نکشم منت مهتاب جهان را

هرگز نکشم منت مهتاب جهان را
تاریکی شبهای مرا روی تو کافیست

از سوی نسیمی که تو را کرده نوازش
یک دم به مشامم برسد بوی تو کافیست

در حسرت چشمان توام از تو چه پنهان
با اینکه برایم خم ابروی تو کافیست

از هرچه از سر و پا داده خداوند
دستی که زند شانه به گیسوی تو کافیست

مدیونم اگه تشنه لبخند تو باشم
دنیای مرا چهره شیرین تو کافیست
دیدگاه ها (۳)

ﭘﺸﺖ ﻋﺸﻖ ﺩل فرﯾﺒﺖ ﺧﺎﮎ ﻭﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡ...ﺗﺎ ﺑﺨﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﺁﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﺴﯽ...

چند روزی است که تنها به تو می اندیشماز خودم غافلم اما به تو ...

من هوایی شده ام سربه هوا راه نرواینهمه با طرب و ناز و ادا را...

بامنی اما نفهمیدی که تنهاتر شدمگریه کردم فکر کردی زیر باران ...

هرگز نکشم منت مهتاب جهان راتاریکی شب‌های مرا روی تو کافیست.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط