باران و من و فاصله و بغض نفس گیر

باران و من و فاصله و بغض نفس گیر
یک شعرِ ترِ خسته ی پوسیده ی دلگیر

هر شعر که آن را تو نخوانی به چه مانَد
چون من که پر از دردم و از عاقبتم سیر

❤ ❤
دیدگاه ها (۲)

میترسم آرزویت کنم محال شوی!مغرور شوی!ناپدیدشوی!از تو همه چیز...

من با تـؤام میخواهم آغشتهعطرتوزندگی کنم این ردعطرتوست که ازح...

من به بندِ تو اسیرم تو زِ من بی خبری؟آفرین!معرفت این است که ...

بسازید رهی را که کنونتا ابد سوی #صداقت برودو بکارید به هرخان...

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

نه خنده از تو بی خبر موند نه گریه دردمو دوا کردنفس نفس به سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط