اسبها درشكه راكشيده اند،

اسبها درشكه راكشيده اند،


ولی پول را درشكه چی گرفته است!


به چشمان اسب چشم بند زده و
بر دهانش پوزه بند!


تا كم ببيند وحرف نزند!


چه آشناست زندگی درشكه چی و اسبهایش.....
دیدگاه ها (۷)

در اﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎ رﻧﮓ ﺳـــﮑـــﻮت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺧﻮا...

من اسير واژه محبتــــــــــــــــــــــم خالي ازكينه وهر ح...

آدما برای هم مثل یک کتابند وقتی به آخرش میرسند میرنا سراغ یه...

عجيب آن است كه در بازي زندگي ، تنها كساني ما را مي رنجانند ك...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

KIM V

Rofile of the wolf...10

You Like a DreamPart 1هانیل از پانزده سالگی آرمی بود.پوسترها...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

پارت ۲۹دوباره اوضاع برای ساسکه تبدیل به جهنم متحرک شد.او قرا...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۷**نویسنده**باکوگو خشکش زد.بعد سریع ...

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط