مثل غزل های خودم گاهی پریشانم

مثل غزل های خودم گاهی پریشانم
این زندگی محصول آدم هاست میدانم
از آسمان دل میکنم، چون از خودم سیرم
این چرخ را روزی خودم باید بچرخانم
شیطان برایم روضه میخواند،نمیدانم
یعنی نمیدانم چرا بیهوده انسانم
دنیا ،بزرگ و کوچکم من،از تب و تابش
چیزی نمیدانم،چرا چیزی نمیدانم؟!
با پنجره همصحبتم با ابر همباور
می بارد اینجا شعر شومی روی دستانم
دیدگاه ها (۲)

داشتم فکر میکردم شاید اصلا برای همین است که هیچ وقت به هیچ ک...

ﺑــﻪ ﮐــﺴﯽ ﺑـﯿـﺸــﺘـﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺑــﺎﺭ ﺯﻧــﮓ ﻧــﺰﻥ ،✋ ‍ﻭ ﺑــﻪ ﭘـﯿـ...

میگن واسه آدمی که دلش برات تنگ نمیشه ... نگو دلتنگتم ... چون...

از من گذشتی باورم یا گوشه میگیری؟از شعر هایم خسته ای،یا از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط