ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند.
ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند.
باران میبارد و من غرق در زیر قطره های بارانم ، دستهایم را بر
روی گونه ام گذاشته ام تا کسی نفهمد که گریانم.
با دلهره از کوچه ها میگذرم ، نمیخواهم کسی بفهمد که در جستجوی یارم.
چه آرام میبارد باران بر تن نا آرامم ، چه زیبا میریزد اشکهایم
همراه با قطره های باران . چه سخت میسوزد تن خسته ام ،
به خدا مثل یک پرنده با بالهای شکسته ام.
کسی نمیداند که همراه با خود یک قلب شکسته دارم ،
باران میبارد و من غرق در زیر قطره های بارانم ، دستهایم را بر
روی گونه ام گذاشته ام تا کسی نفهمد که گریانم.
با دلهره از کوچه ها میگذرم ، نمیخواهم کسی بفهمد که در جستجوی یارم.
چه آرام میبارد باران بر تن نا آرامم ، چه زیبا میریزد اشکهایم
همراه با قطره های باران . چه سخت میسوزد تن خسته ام ،
به خدا مثل یک پرنده با بالهای شکسته ام.
کسی نمیداند که همراه با خود یک قلب شکسته دارم ،
- ۴۷۲
- ۱۲ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط