(Just a game?)

(Just a game?)
Part42

امروز بیش از حد سرم شلوغ بود وقت آب خوردنم نداشتم

ساعت دوازده شب بود بلاخره سرم خلوت شده بود وسایلم جمع کردم سمت خونه جونگکوک رفتم

قرار بود امروز باهم فیلم ببینیم ولی نتونسته بودم برم پس مطمئنم قهر میکنه

رمز زدم وارد خونه شدم خونه تاریک بود کسی نبود جونگکوک صدا زدم ولی صدایی نمیومد داشتم می‌ترسیدم
که دستی از پشت بغلم کرد
جیغ بلندی کشیدم که اون کسی که پشتم بود منو آورد رو به روی خودش
جونگکوک‌ بود زدم تو شونه ش که اخش در اومد

+چرا اینجوری می‌کنی میدونی چقدر ترسیدم

جونگکوک‌ همون‌جور که می‌خندید اومد سمتم بغلم کرد

+به من نزدیک نشو پسره ی پرو

- الان من باید قهر باشم نه تو

+واسه چی

- فکر کنم قولت یادت رفته

+اوه ببخشید امروز سرم خیلی شلوغ بود یه روز دیگه جبران میکنم

- خب چرا یه روز دیگه الان جبران کن

+دارم از خستگی میمیرم الان نمیتونم فیلم ببینم

- من که منظورم فیلم نبود

+پس چی؟

صدایی نمیومد

+هی جونگکوک چرا حرف نمیزنی

که یدفعه منو بلند کرد برد سمت اتاقش

+هی هی داری چیکار می‌کنی

-ساکت شو بچه قراره جبران کنی

+من که منظورم این نبود

-ولی من منظورم این بود

منو انداخت رو تخت....




#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۴۱)

(Just a game?)Part41سوهو: میخوای برگردی به اون؟شکه نگاش کردم...

(Just a game?)Part40امروز مرخصی گرفته بودم نشسته بودم فیلم م...

(Just a game?)Part10سوار ماشینش شدیم تو داخل ماشین تنها صدای...

Part:15. #ریاست.عشقکه نگاهم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط